Resist
        Art

سایت ایران کارتون


1395 / 10 / 5

«پنج سر مضحک»اثر داوینچی / مقاله.

 برخی عناصر کاریکاتور در‌ هنر‌ دوران‌ باستان قرون‌ وسطی دیـده مـی‌شود.البته در هـنر این دو دوره،ما کاریکاتور را به شکل خاصی که امروزه‌ مطرح است،نمی‌بینیم.با این‌ همه استثنائاتی وجود دارد که درخـور توجه‌اند،هرچند این موارد در آثار بعدی‌ رو به تکامل ننهاد.مجسمه‌ کوچک‌ کاریکاتور‌ امپراطور کاراکالا که در موزه اویـگنون نگهداری‌ می‌شود،یکی از این استثنائات جـالب اسـت.در این‌ مجسمه،امپراطور به شکل آدم کوتوله‌ای نشان داده شده‌ است که زنبیل به دست در حال توزیع نان است.

از سوی دیگر،هنر‌ کلاسیک یونان ورم از بسیاری از عناصر ظاهری کاریکاتور برخوردار است،اما با این‌همه‌ این آثار فاقد روح اصیل کاریکاتور است.در هـنر قرون‌ وسطی عناصر کاریکاتوری طوری با عناصر جدی درهم‌ می‌آمیزد که تشخیص این دو‌ از‌ هم مشکل است.به طور مثال،شیطان مضحکی که سعی می‌کند ترازو را برای‌ کشیدن ارواح پایین بیاورد،از جمله آثار مقدس به شمار می‌رود.این صحنه بخشی از نـمای سـر در کلیسای جامع‌ آتن ا تشکیل می‌دهد.

یکی دیگر‌ از نمونه‌های بارز در هنر یونان باستان، گرایشی است که هنرمندان این دوره در نشان دادن اشکال‌ و گونه‌های مضحک و بی‌تناسب نشان می‌دهند.البته طبق‌ نظر تایخ‌نویسان این گرایش عکس العملی نسبت‌ به‌ هنر کلاسیک بـوده اسـت.با آن‌که منظور از خلق این آثار نمایش‌ جنبه‌ی خنده‌دار بودن و ضعف موجود انسانی بوده ولی‌ واقعا نمی‌توان این آثار را کاریکاتور به حساب آورد.

 در اواخر قـرن پانـزدهم و در طـول قـرن شـانزدهم،هنرمندان‌ ایتالیایی بـر آرا و آرمان‌های‌ کلاسیک و انسانی رنسانس صحه‌ گذاشتند و لئوناردو داوینچی و میکلانژ خالق طرح‌هایی بودند که‌ گاه واژه کاریکاتور بر آن‌ها‌ اطلاق‌ می‌شد،هرچند‌ که این نوع‌ تصاویر بیشتر مضحک به نظر می‌رسند.

آنچه اثر«پنج سر مضحک»اثر داوینچی را در ارتباط با آثـار چاپی‌ رئالیست‌های شمالی قرار می‌دهد،اتکا این هردو به انحراف‌ خصوصیات چهره از حالت‌ طبیعی است.با این‌همه، طرح‌های دواینچی از سر‌ با تعریف‌ کنونی کاریکاتور‌ منطبق‌ نیست.زیرا اولا متعلق به افراد حقیقی نیست و ثانیا از مضامین کنایه‌آمیز و هجو بهره‌ای ندارد.در واقع داوینچی‌ بـه دنـبال‌ این بود که آیا تصوری از زشتی مطلوب با تصوری‌ یکسان‌ از‌ زیبایی‌ مطلوب برابری می‌کند یا خیر و از همان میزان‌ تأثیر اهمیت برخوردار است یا نه.کارهای او مورد تقلید بسیار ‌‌قرار‌ گرفت و به این تـرتیب الهـام‌بخش کاریکاتورهای‌ دوره«باروک»و«شیوه‌گرایان»بود.

پس از بیان مختصری که درباره برخی‌ تمرین‌های‌ سینماشناسی‌ داوینچی‌ و به خصوص نظرات و کارهای او در زمینه زیبایی‌شناسی،به‌ویژه در حوزه تقابل زشتی با زیبایی،داشتیم اکنون‌ به خانواده آنیباله کاراتچی‌ ( CARACCI ،1609-1560)در پایـان قـرن شانزدهم و اوائل قرن هفدهم می‌رسیم.آنیباله‌ کـاراتچی بـرای نخستین‌ بار در‌ سده‌ هفدهم واژه کاریکاتور CARICATURE ایتالیایی: CARICATORA ]را به طراحی‌های خودش و سایر اعضای آکادمی بلونیا اطلاق کرد.

 بدین‌ترتیب کـاریکاتورا‌ (CARICATURA)‌ در اوایـل‌ قـرن‌ هفدهم‌ در‌ بولونیا پدید آمد و در تمامی این سده و تا هنگام‌ شناخته شدن و انتشار آن در دیگر کشورهای اروپایی،در‌ ایـتالیا محبوس‌ مـاند.در اواسـط قرن هفدهم،مرکز ثقل کاریکاتور‌ از بولونیا‌ که‌ تحت‌ تسلط‌ کاراتچی و خانواده‌اش‌ و لوگوئوکینو و مولا قرار داشـت،به رم انـتقال یافت.نبوغ عالمگیر برنینی‌ (پیکره‌ساز،نقاش و معمار ایتالیایی،1598-1680)توانست‌ کاریکاتور را به عنوان یک‌ سبک‌ به‌ بالاترین حد خـود رساند.

او بـر خـلاف برادران‌ کاراتچی‌ و خصوصیات‌ تجربی‌ آثار‌ آنها که بر مبنای چهره‌های متفاوت شکل می‌گرفتند،تنها به یـک‌ چهره پایـ‌بند شد و با انتخاب یک شخصیت واحد توانست‌ تصویر جدیدی از کاریکاتور ارائه دهد،به گونه‌ای که ویـتکوور Wittkowr)(R‌ او را خـالق واقـعی کاریکاتور خواند.

نمره ای داده نشده.

   پیام های بازدیدکنندگان

در حال حاضر پیامی وجود ندارد.

required

required (not published)

optional