Resist
        Art

سایت ایران کارتون


1394 / 6 / 8

معرفی استاد محمود سمندریان/ آبرنگ، شناخت و مهارت هنری/ مقاله.

هنرمند امروز پشتوانه‌ای سترگ از فرهنگ و هنر نیاکانش را به همراه‌ دارد،پشتوانه‌ای که‌ سالها‌ مورد بی‌مهری‌ خـودی و بـیگانه قـرار گرفته و ما در گذر تاریخ،شاهد تاخت و تازهایی‌ در این گستره بوده‌ایم.

احساس،همراه با تعمق و تفکر در حیطهء فرهنگ و هنر و شـناخت‌ ویژگیهای هنر اسلامی و ملی،ارزشی‌ گرانسنگ است که هنرمندان‌ جوان‌ امروز‌ از آن بهره‌ورند.

محمود سمندریان از جملهء هنرمندانی است که به شـیوهء آبرنگ، آثاری زیبا آفریده و از تـوجه بـه فرهنگ و هنر خودی نیز غافل نمانده است.او به سال 1342 در اصفهان زاده شده،و در رشتهء‌ نقاشی از هنرستان هنرهای‌ زیبای اصفهان و دانشکدهء هنرهای‌ زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل‌ شده است.سمندریان از نوجوانی به‌ نقاشی با آبرنگ گرایش داشته،چنانکه‌ خود می‌گوید:

«از دورانی که در هـنرستان‌ اصفهان مشغول به تحصیل هنر بودم‌ به آبرنگ‌ علاقه‌مند‌ شدم و از همان‌ سالها به آموختن این شیوه از نقاشی‌ پرداختم،دیدن آثار استادانی چون‌ یرواند و سمبات در این راه برایم‌ بسیار سودمند بود.در مورد آبرنگ باید گفت که تکنیک آبرنگ در نقاشی از مشکلترین‌ تـکنیکهاست.در‌ ایـن روش‌ هر قدر تعداد قلم(تاش)روی اثر کمتر باشد،کیفیت آن بهتر خواهد بود.در آبرنگ،نقاش نمی‌تواند چیزی را در حین نقاشی عوض و یا از بین ببرد، پس‌ یک تصمیم و تفکر اولیه بـاید کـاملا منطقی و حساب شده باشد.البته‌ منظورم از منطقی و حساب شده رد احساس در این شیوه نیست،بلکه تمام‌ این موارد که اصولا فنون کار به شمار می‌روند‌ در‌ استحاله‌ای‌ از احساس‌ هنرمند شکل می‌گیرند و سپس‌ روی‌ صفحه‌ نقش می‌بندند».

سمندریان معتقد است که شـیوهء آبرنگ،همدمی و نـزدیکی زیادی با فرهنگ و روحیهء شرقی دارد.وی‌ می‌گوید:

«اگر به پیشینهء هنری و تاریخی خود توجه داشته‌ باشیم‌ درمی‌یابیم‌ که این‌ شیوه از چه پشتوانه بزرگی در فرهنگ‌ چند‌ هزار‌ سالهء شرق برخوردار است،و آمیختگی این هنر را با روح و فرهنگ‌ دیرپای خود مـی‌بینیم.در چـین بـاستان‌ نقاشی را عبادت می‌دانستند و هنرمندی‌ که‌ مـی‌خواست‌ نـقاشی کـند بایستی کاملا خود را از وابستگیها و دلبستگیهای مادی رها‌ می‌کرد تا بتوانداحساسات و روان خود را روی‌ پرده بیاورد.برای چنین تفکری آبرنگ‌ وسیله‌ای است بسیار مناسب.این روش‌ حدود هزار و پانـصد‌ سـال‌ پیـش در ایران، در میان آثار مانوی دیده می‌شود.این‌ شیوه رفته رفـته بـه‌ شیوه‌ای‌ خاص بدل‌ می‌شود و نام«مینیاتور»را به خود می‌گیرد.پس می‌بینیم که ایرانیان و اصولا شرقیان،با این شیوهء نقاشی‌ کاملا آشنا هستند.البته‌ شیوه‌ آبرنگ‌ کاران‌ مـعاصر بـرگردانی از شـیوهء اروپایی است،اما پایهء همان آبرنگ نیز شرقی است.مردم ما با‌ نقاشی‌ عـینی‌ (رئالیستی)که‌ پس از کمال الملک در ایران رواج پیدا کرد(درست‌ یا نادرست)تا اندازهء زیادی خو گرفته‌اند و این‌ مکتب‌ کاملا‌ در ایران جای خود را پیدا کـرده اسـت.عینی‌سازی بـرای‌ گروه بسیاری از نقاشان در صد سالهء اخیر‌ به‌ عنوان شیوهء اصلی،به‌ کار گرفته شده اسـت.نقاشی آبـرنگ نیز از همین جمله است.آبرنگ معاصر، کاملا عینی‌سازی‌ می‌شود‌ و با مینیاتور قدیم ایران بسیار فرق دارد؛اما در همین شیوه نـیز،در پنـجاه سـال اخیر، معدود نقاشانی(آبرنگ کار)کوشیده‌اند تا‌ از‌ حال و هوای ایران با آن‌ ساختار سنتی و بافت و معماری‌ قدیمی‌اش نـقاشی کـنند‌ کـه‌ بدین‌ ترتیب،آغازگر‌ شیوه‌ای خاص‌ بوده‌اند».

محمود سمندریان معتقد است که‌ در آبرنگ به هیچ رو نباید اضافه‌کاری‌ کرد،بلکه باید در نهایت‌ سـادگی‌ و جـسارت،قلم را بـا صفحه آشنا کرده و در عین حال هر چیزی را‌ درست‌ و کاملا‌ با شناخت نقاشی کرد.

او می‌گوید:

«اهمیت طراحی را حـتما بـاید در نظر داشت.کوچکترین ضعف در طراحی،در شیوه آبرنگ‌ بسیار‌ بزرگ‌ خود را نشان می‌دهد،و اصولا بـه نـظر مـن‌ آبرنگ دقیقا به تجربهء فرد بستگی‌ دارد، و‌ آیینه‌ای تمام نماست که شعور و مهارت‌ هنری نقاش را نشان مـی‌دهد. بی‌تردید هـر اندازه شناخت در طراحی‌ و‌ آشنایی‌ با مسائل پایه‌ای نقاشی بیشتر باشد،یادگیری و آموختن آبرنگ و شیوهء تـکنیکی دیـگر نـیز‌ آسانتر‌ است».

بیشتر آثار سمندریان را نقاشی‌ از طبیعت تشکیل‌ می‌دهد‌ و طبیعت‌ رکنی اساسی در نگاره‌های اوست.اما چندی است که‌ او‌ طبیعت را بـه گـونه‌ای‌ جدی و جدید می‌کاود:

«یکی از اصلیترین سوژه‌های من‌ در نقاشی،طبیعت است.شیفتگی‌ خاصی‌ که‌ از کودکی به طبیعت داشتم‌ اکنون‌ در‌ آثـارم رخـ‌ مـی‌نماید.هر هنرمند،طبیعت‌ را‌ با دید خود و مجرد از دیگران‌ می‌بیند‌ و نقاشی می‌کند. هنرمندان بسیاری از طبیعت نقاشی‌ کرده‌اند،اما تنها شماری از آنان بـه‌ روحـ‌ و‌ احـساس ایرانی نزدیک شده‌اند. بیشتر نقاشی‌ها و نگاره‌های گذشتهء ایران،اعم از مینیاتورها،نقاشی‌های‌ روی‌ کاشی،سفالینه‌ها‌ و فرشها، از طبیعت الهام گـرفته‌اند‌ و مـی‌بینیم که‌ تا چه اندازه با زندگی مردم آمیختگی‌ داشته و دارند.پس طبیعت‌ دستمایه‌ای خوب برای‌ هنرمند،و‌ در ارتباط مستقیم با مـردم اسـت،افزون‌ بر‌ آنکه‌ با‌ فرهنگ ما نیز‌ مستقیما درآمیخته‌ است.

اینجا لازم است یادآور‌ شوم‌ که باید حتما مـسائل زیـربنای هنری فرهنگ‌ خود را بشناسیم و از آن به عنوان‌ پله‌های اولیهء‌ نـقاشی‌ بـهره گـیریم.ما در این هفتاد سال اخیر،در‌ کشورمان‌ شاهد‌ ظهور مـکاتب‌ مـدرن‌ بسیاری‌ بوده‌ایم،اما‌ به علت نداشتن عمق‌ و پایه‌ و ناسازگار بودن آن مکاتب با فرهنگ‌ ما،این گونه مـکاتب بـا همان شتابزدگی‌ که ظهور کردند،با‌ هـمان‌ شـتاب نیز از بـین رفتند.

گروههای بـسیاری بـوده‌اند‌ که‌ زمانی‌ به‌ مدرنیسم‌ گرایش‌ داشته‌اند،اما امروز مـی‌کوشند تـا‌ آثاری‌ بیافرینند که‌ به فرهنگ شرق نزدیک باشد.گرچه‌ همهء آنان موفق نبوده‌اند،اما از اوایل‌ دههء چـهل بـا پدید آمدن شیوهء‌ سقاخانه، کم‌ کم‌ بـازگشت به اصالتهای فرهنگی‌ برای هـنرمندان بـه عنوان‌ تفکری‌ مثبت، تا‌ اندازه‌ای‌ مـطرح‌ شـد.پس‌ از انقلاب‌ اسلامی نیز به نقاشی با تفکر بیشتری‌ نگریسته شد.فعل و انفعالات جنگ، مردم و هنرمندان را آبدیده کـرد. نقاشان امـروز ما در ایران،عمیقتر و اصیلتر نقاشی مـی‌کنند و بـه ریـشه‌های‌ فرهنگی‌ توجه بیشتری نـشان مـی‌دهند، از این رو در تجربه‌های تازه‌ام‌ کوشیده‌ام طـبیعتی را کـه در برابرم‌ می‌بینم،صرفا رئالیستی مشاهده نکنم‌ بلکه روحیه،فرهنگ و احساسات خود را نیز در کار داشته باشم؛احساسی که‌ بتواند با تـمام مـردم‌ چه‌ شرقی و چه‌ اروپایی ارتباط برقرار کـند و در عـین‌ حال،بیان واقعی افـکار و روحـیاتمان نیز باشد».
برای دیدن گالری آثار این هنرمند اینجا را کلیک کنید 

نمره فعلی: 3     تعداد آرا: 2

   پیام های بازدیدکنندگان

در حال حاضر پیامی وجود ندارد.

required

required (not published)

optional