Resist
        Art

سایت ایران کارتون


1395 / 9 / 13

مصاحبه و گالری آثارتصویرسازی گورو فوجیتا از ژاپن / اختصاصی سایت هنر مقاومت.

اختصاصی سایت هنر مقاومت:

- کمی در باره خودتان و زندگی تان صحبت کنید. کجا به مدرسه رفتید و درچه رشته ای تحصیل کردید؟ چه چیز باعث شد تبدیل به هنرمندی که امروز هستید شوید؟
گورو فوجیتا: من در ژاپن به دنیا آمدم و وقتی 3 ساله بودم با خانواده ام به آلمان مهاجرت کردیم. من 6 روز هفته به مدرسه آلمانی زبان و روزآخر هفته به مدرسه ژاپنی می رفتم. به خاطر دارم در هر دو مدرسه صدای فریاد معلم هایم را بلند می کردم زیرا همیشه در حال نقاشی کشیدن بودم. از کودکی به نقاشی علاقه داشتم. به نواختن آلات موسیقی مثل پیانو و ترومپت هم علاقه داشتم اما از آنجا که برادرم 100 برابر من با استعداد تر بود من موسیقی را کنار گذاشتم و بر هنر طراحی تمرکز کردم.
برادرم در طراحی هم بسیار خوب بود اما حس کردم با تمرین کافی می توانم در این زمینه موفق شوم. در سال 1999 برای اولین بار از طریق رسانه ها با انیمیشن سه بعدی مشهور " آهنگ بیگانه " ویکتور ناوون آشنا شدم. به یاد دارم بارها و بارها این انیمیشن را تماشا کردم تا بفهمم چگونه آن را خلق کرده است. شروع به تحقیق در باره انیمیشن سه بعدی از طریق استودیو برایس و استودیو مکس کردم. بلافاصله عاشق این رسانه تازه شدم و با کمک کتابها توانستم چند انیمیشن بسیار ابتدایی بکشم.
انیمیشن سه بعدی در آن زمان هنوز متداول نشده بود و مدرسه ای برای یادگیری انیمیشن سه بعدی وجود نداشت. پس از گرفتن دیپلم در سال 2000 در هنرستان هامبورگ شرکت کردم اما قبول نشدم. دوست داشتم در این کار موفق شوم. در حال خواندن مجله های گرافیکی کامپیوتر بودم که آگهی در باره مدرسه خصوصی انیمیشن سه بعدی در نزدیکی برلین دیدم که در سال 2000 تاسیس شده بود. به نظر من بهترین مکان برای ادامه تحصیل بود و به آنجا رفتم و وقتی وارد آنجا شدم حس خوبی پیدا کردم.
تنها مشکل این بود که مدرسه ای خصوصی بود و شهریه بالایی داشت. نمی توانستم والدینم را متقاعد کنم تمام شهریه ام را پرداخت کنند به همین دلیل تصمیم گرفتم کسب در آمد کنم. با یکی از دوستانم شرکتی کامپیوتری پیدا کردیم که در زمینه طراحی وب، برنامه ریزی و فروش لوازم سخت افزار کامپیوتر کار می کرد.
یک سال و نیم بود که برنامه نویسی کامپیوتری انجام می دادم اما به این شغل علاقه چندانی نداشتم. طراحی وب برایم جذاب تر بود.در همین شرکت شروع به کار کردم و توانستم مقداری از شهریه ام را پس انداز کنم. و در سال 2002 توانستم با کمک مالی مادر بزرگم در " هنرستان فیلم آلمانی " ثبت نام کنم. والدینم نیز هزینه زندگی ام را پرداخت می کردند و من از آنها سپاسگزارم.
برنامه این دانشگاه سه ساله بود و ما مجبور بودیم 12 پروژه فیلم را در این مدت تولید کنیم. می توانید برخی از آنها را در وب سایت من ببینید. برنامه کاری ما بسیار سنگین بود و به سختی می توانستیم کار خوبی تحویل دهیم اما به مرور یاد گرفتیم چگونه کار را سریع و خوب آماده کنیم. پس از پایان سال اول مطمئن بودم که می خواهم انیماتور شخصیت های سه بعدی شوم. وقتی در سال دوم تحصیل می کردم با استفان استولتینگ آشنا شدم.
او هنرمند با استعدادی بود و شایعات زیادی در باره نقاشی های باور نکردنی با فتوشاپ او شنیده بودم. آن زمان حتی نمی دانستم می توان با نرم افزار رنگ آمیزی کرد. فکر می کردم فقط دستکاری در نقاشی امکان پذیر است. وقتی نقاشی هایش را به من نشان داد از تعجب ماتم برده بود.
چالش جدیدی پیش رویم بود. باید یاد می گرفتم این گونه نقاشی بکشم. با سختی زیاد توانستم بک "اسپید پینت" بخرم و هر روز 30 دقیقه تا یکساعت با آن کار می کردم. استفان سال بعد مربی من بود و توانسته بودم در زمان فارغ التحصیلی بیش از 350 نقاشی بکشم. با این که تمام این مدت نقاشی را سرگرمی می دانستم اما هنوز هم قصد داشتم انیماتور شوم. پس از فارغ التحصیل شدن در سال 2005 شروع به کار به عنوان انیماتور آزاد در آلمان کردم اما در کنار آن کارهای هنری شخصی انجام می دادم. آثارم را در انجمن های هنر و وبلاگ ها به نمایش می گذاشتم. و این باعث شد که چند شرکت به من پیشنهاد کار به عنوان هنرمند طراحی مفهومی بدهند.
در ابتدا احساس ناامنی می کردم زیرا حس می کردم قادر به انجام این کار نیستم چون به مدرسه طراحی نرفته بودم اما خیلی زود اعتماد به نفس لازم را به دست آوردم و شروع به کار در زمینه انیمیشن سه بعدی و هنرهای مفهومی کردم.
از زمانی که مدرسه را شروع کرده بودم آرزو داشتم در یک شرکت انیمیشن کار کنم و در سال 2008 رویای من به حقیقت پیوست و توانستم در چند کمپانی به عنوان انیماتور شخصیت و هنرمند توسعه بصری کار کنم. سپس استودیو "دریم ورکس" مرا به عنوان هنرمند توسعه بصری استخدام کرد. باید از استفان تشکر کنم که اگر کمک های او نبود من هرگز هرگز نمی توانستم در کار نقاشی تا این حد موفق شوم و هنوز در حال کشیدن انیمیشن دروقت بیکاری ام بودم تا دانش های سه بعدی که یاد گرفته بودم را در حافظه ام زنده نگاه دارم. اما هرگز نمی توانستم به کسب در آمد از طریق انیمیشن فکر کنم. شگفت زده ام که چگونه یک نفر می تواند تا این حد در زندگی شخصی تاثیر گذار باشد.


- روند طراحی های شما به چه صورت است؟ و از ابتدا تا پایان یک اثر چه مراحلی در ذهن شما رخ می دهد؟
بستگی به این دارد که چگونه می خواهم کاری را انجام دهم. وقتی روی رنگ کار می کنم سعی می کنم قبل از شروع کار تا جایی که می توانم اطلاعات جمع آوری کنم. اول با طراح تولید صحبت می کنم. ما در باره چیزهای مختلفی مانند جهت نور، ترکیب آثار و این که کدام شخصیت در کانون توجه باشد و مسایل دیگر صحبت می کنیم.
با بررسی استوری بورد پی می برم که در ادامه می خواهم چه کارهایی انجام دهم. پس از آن زمانی را صرف نگاه کردن به تصاویر مرجع می کنم. استفاده از مرجع امری ضروری است. اگر فقط بخواهید روی ذهن، تخیلات و خاطراتتان تمرکز کنید چیزهای زیادی را از دست خواهید داد. وقتی نقاشی را شروع می کنم سعی می کنم تا جایی که امکان دارد کارها را مرحله به مرحله پیش ببرم و آثار را به شکلی پیش می برم که در مواقع ضروری بتوانم در تمام مراحل آن تغییرات لازم را ایجاد کنم. اکثر مواقع آثار ما بیش از انیمیشن های سه بعدی ساده است. گاهی تنها یک پانل استوری بورد داریم و اساسا همه چیز را از رنگ شروع می کنیم. وقتی روی طراحی های شخصی کار می کنم نیز به همین روش پیش می روم اما از بخش های کم تری استفاده می کنم. دوست ندارم در فایل های فتو شاپ چند بخش نقاشی داشته باشم. بدین دلیل که مجبور نیستم کارهای شخصی ام را به کارگردانی نشان دهم اکثر نقاشی هایم را محدود به یک عدد بخش می کنم و نیازی به تغییر در نقاشی ام احساس نمی کنم.
گاهی پیش می آید که بی هدف و بدون فکر فقط طر احی می کشم. به دستانم اجازه می دهم کارشان را پیش ببرند و نقاشی های شاد به وجود آورند. بسیار آرامش بخش است و از آنجا که نمی دانم نقاشی ام به کجا می رود حس خوبی پیدا می کنم. گاهی نتیجه خوبی نمی دهد اما اکثر مواقع تصاویری عالی و حیرت انگیز از نقاشی به وجود می آید.
مهم نیست چه چیزی می کشم. نقاشی را شروع می کنم و بعد جزئیات را به آن اضافه می کنم.
- یک روز عادی زندگی شما به چه صورت است؟ و با چه کسانی همکاری دارید؟
ساعت 6 صبح بیدار می شوم. با ماشین به محل کارم می روم و یک ساعت و نیم ورزش می کنم. ( در محل کارمان یک باشگاه ورزشی داریم). صبحانه می خورم و از ساعت 9 شروع به کار می کنم. اول از همه ای میل هایم را بررسی می کنم و برای کارهای آن روز برنامه ریزی می کنم. هر روز صبح با مدیر هنری و طراح تولید در باره برنامه روزانه صحبت می کنم و در مراحل مختلف نقاشی و طراحی را به آنها نشان می دهم و در باره آن و مراحل بعدی کار مشورت می کنیم. هفته ای یک بار بررسی آثار با کارگردان هنری داریم که همه هنرمندان کارهایشان را به کارگردان هنری نشان می دهند.
من عاشق محل کارم هستم و فکر می کنم بهترین کار گروهی است که در عمرم انجام داده ام. هریک از همکارانم توانایی خاصی دارند و هر کدام از آنها شخصیت فردی قوی دارد. عادت کرده ام که هر روز با آنها کار کنم. برخی از آنها مثلا اروین و کروی را سالها است که می شناسم. با آنها از طریق انجمن های آنلاین آشنا شدم و بعد آنها را ملاقات کردم. خوشحالم که می توانم احساساتم را با چنین هنرمندان بزرگی به اشتراک بگذارم.
- روی چه پروژه هایی کار کرده اید؟
من روی چند آگهی تلویزیونی و یک فیلم سینمایی به نام " پرواز قبل از کریسمس" در آلمان کار کرده ام. قسمتهایی از این انیمیشن ها را می توانید در " انیمیشن دو موریل" ببینید. به این قسمت ها مصاحبه هایی را نیز اضافه کرده ام. از آنجا که در استخدام دریم ورکس انیمیشن هستم در پروژه های "مری ماداگاسکار" و "مگا مایندز" همکاری داشتم.


- انیمیشنی وجود دارد که از انجام آن احساس خوبی داشته باشید؟
از انجام پروژه " سی یو- 02 عاشق می شود" احساس خوبی دارم. داستان کاملی در باره این نقاشی نوشتم و دوست دارم روزی از آن فیلم کوتاهی بسازم. باید گروهی را پیدا کنم چون به تنهایی نمی توانم این کار را انجام دهم.
- در حال حاضر روی چه پروژه ای کار می کنید؟ ( اگر امکان دارد برایمان بگوئید)
در حال حاضر روی پروژه ماداگاسکار 3 کار می کنم.
- هنرمند مورد علاقه شما چه کسی است؟
نمی توانم نام هنرمند خاصی را ببرم چون هنرمندان شگفت انگیزی وجود دارند. و با اینترنت می توان به هنرمندان بسیاری دسترسی داشت. هنرمندان الهام بخش من گریک مولینز، تاداهیرو یوسوگی، دایسو تسوتسومی، یووه هیدشوتر و... هستند و این لیست همچنان ادامه دارد.
- می توانید در مورد روند رنگ آمیزی آثارتان صحبت کنید و بگوئید از چه نرم افزار و ابزاری استفاده می کنید؟
ابزار اصلی من فتوشاپ است و به ندرت از نرم افزار های دیگر استفاده می کنم. وقتی با آی پد رنگ آمیزی می کنم از " براش هایی که خودم می سازم" و " برنامه اسکچ بوک پرو" استفاده می کنم. وقتی شروع به نقاشی کشیدن می کنم بیشتر از خطوط به شکل ها توجه می کنم. گاهی طراحی اولیه را انجام نمی دهم و بلافاصله نقاشی را شروع می کنم. اما همه اینها بستگی به اثری که انجام می دهم دارد.اگر ایده خاصی در ذهن داشته باشم می توانم با نقاشی خطی کار را شروع کنم. نکته کلیدی این است که با قدرت و سریع کار را شروع کنم. وقتی نقاشی را شروع کردم در ذهنم تصور می کنم که صحنه آن با چراغ روشن و خاموش چگونه است. وقتی صحنه را روشن کردم در باره کلید و نور فکر می کنم. روش آسانی است که به روشنایی فکر کنیم به خصوص در صحنه های بسیار پیچیده کمک بزرگی است.
- کدام بخش توسعه بصری برای شما آسانتر و جذاب تر و کدام بخش سخت ترین است؟
فکر می کنم جالب ترین بخش کاوش و جستجو است. به خصوص در بخش تولید چون چیزی نمی تواند هنرمند را محدود کند.هنرمند مسئول خلق و طراحی جهان است و این مسئولیت بزرگی است. اما بسیار لذت بخش است چون می توانید ایده تان را در آن اعمال کنید. آنچه برای من سخت است برگشت به نقاشی و تغییر دادن دوباره ودوباره آن است. این کار زیاد پیش نمی آید اما گاهی زمان زیادی طول می کشد تا به تصویر مورد نظر کارگردان برسید.
- چه کاری انجام می دهید تا خلاقیت تان را حفظ کنید؟
من عاشق سفر کردن هستم. سفر به کشورهای مختلف همیشه به من انرژی و انگیزه داده است و مانند بنزین برای خلاقیت من عمل می کند. همچنین دوست دارم در مسابقات آنلاین مانند sketchcrawl.com شرکت کنم. دیدن آثار هنری جالب و ملاقات با هنرمندان همیشه برای من انگیزه بخش بوده است و مرا سخت کوش تر می کند.
- آثار هنری مورد علاقه شما چیست؟
در کودکی والدینم مرا به دیدن گالری های هنری می بردند. آنها طرفداران سرسخت پابلو پیکاسو و رنه ماگریت بودند. نقاشی "اسب" اثر پیکاسو را روی دیوار خانه مان نصب کرده بودیم و من هنوز آن را کاملا به خاطر دارم.
در کودکی گاهی از آن می ترسیدم و گاهی برایم جذاب بود.
وقتی شروع به نقاشی دیجیتالی کردم به یاد دارم اثر " سالن کشتی شناور" گریگ مولینز اثر مورد علاقه ام بود و هنوز هم همینطور است.


- موضوع مورد علاقه شما برای نقاشی چیست؟ چرا؟
فکر می کنم با دیدن نقاشی هایم می توانید حدس بزنید که موضوع مورد علاقه من " روبات " آدم آهنی است که اغلب آنها را در کنار طبیعت، حیوانات و کودکان می کشم. من همیشه به روبات ها علاقه داشتم. در کودکی روبات های اسباب بازی زیادی داشتم. چند ترن که تبدیل به روبات های کوچک می شدند و با ترکیب آنها می توانستم یک روبات بزرگ بسازم. خدای من چقدر به این اسباب بازی ها علاقه داشتم.
امروزه ترجیح می دهم روبات ها را موجوداتی دوست و رفیق بدانم تا ماشین هایی قاتل. دوست دارم به آنها شخصیت بدهم و آنها را در کنار حیوانات و بچه ها قرار دهم. اکثرا بزرگسالان، کودکان و حیوانات ترسی نسبت به آنها ندارند و روبات ها در کنار آنها احساس راحتی می کنند. دوست دارم فکر کنم که روباتها روح دارند و می توانند مستقل و بدون انسان ها نیز زندگی کنند.
- چه چیز به شما انگیزه هنرمند شدن داده است.
از آنجا که در ابتدا برنامه این که هنرمند توسعه بصری شوم نداشتم. می توانم دلیل اصلی آن را استفان استولینگ که قبلا هم نام آنرا آوردم بدانم. او مسیر تازه ای سر راهم قرار داد که آنرا دنبال کردم و تمام هنرمندانی که در این مسیر ملاقات کردم کمکی در موفقیت من به حساب می آیند. به خصوص هنرمندانی مانند: ماتیاس ورهاسلت، دیوید ویله، لوین، نیکولاس اسپارت، بودیر، لوری هینزن، اروین مادرید، مین یوم، نیکولاس ویگ فراند و هنرمندان بسیار دیگر. در دوسال گذشته اکثر آنها را شخصا ملاقات کردم ( با آنها از طریق اینترنت آشنا شده بودم). حتی در اولین ملاقات آنها را مانند دوستان قدیمی ام احساس کردم. این تجربه جالبی برای من بود....
- چه چیزهایی را از هنرمندان دیگر یاد گرفتید که بعدها در کارهایتان استفاده کردید؟
بهترین چیز روش های بی شماری برای رسیدن به هدف بود. به نظر من استفان بود که مسیر تازه ای را سر راه من گذاشت و من توانستم با ادامه این مسیر به آسانی و راحتی موفق شوم.
- برای هنرمند موفق شدن چه نصیحتی دارید؟ می توانید راهنمایی به ما بدهید؟
مهم ترین چیز این است که کاری را که دوست دارید و از انجام آن لذت می برید انجام دهید. سخت کوش باشید و ضعف هایتان را گام به گام از بین ببرید.
مهم این است که روی اهدافتان تمرکز کنید و هرگز از شکست نترسید. شکست خوب است و برای رشد انسانها ضروری است.
یکی از نقل قول های فیلم مورد علاقه من این است:
" زندگی این نیست که چقدر محکم ضربه بزنید. مهم این است که چقدر سخت ضربه بزنید و بتوانید با آن به پیش روید."

 

نمره ای داده نشده.

   پیام های بازدیدکنندگان

در حال حاضر پیامی وجود ندارد.

required

required (not published)

optional