Resist
        Art

سایت ایران کارتون


1395 / 7 / 28

مصاحبه با گریگوری راجرز / تصویرگری نوعی ادبیات است .

اختصاصی سایت هنر مقاومت:
گریگوری راجرز تصویرگری است که به شهر لندن، کتابهای کمیک استریپ بدون شرح و چیپس سیب زمینی علاقمند است.

- می توانید کمی در باره کتاب جدیدتان " شوالیه نیمه شب تابستان " برایمان توضیح دهید؟
گریگوری راجرز: این کتاب می توانست دنباله کتاب قبلی به شمار بیاید اما بیشتر داستان یک پسر، یک خرس، یک بارون و یک شاعر است. کمی به کتاب " رویای نیمه شب تابستان " شباهت دارد. داستان خرسی است که به طور اتفاقی راه خود را در مسیر پادشاهی پیدا می کند که شبیه به اتفاق هایی است که در دنیای واقعی می افتد. 
شخصیت های داستان بسیار آشنا هستند اما نقشی متفاوت ایفا می کنند. مثلا ویلیام شکسپیر که در کتاب اول نیز حضور داست در کتاب دوم نقش یک پیشخدمت ناجوانمرد را در قصر سلطنتی ایفا می کند و بارون و ملکه الیزابت در کتاب دوم تبدیل به اویرون و تاتانیا ( پادشاه و ملکه پریان ) می شوند. بنابراین شخصیت ها برایمان آشنا هستند اما همان شخصیت های قبلی را ندارند. تنها شخصیتی که ثابت مانده است همان خرس است.
- من کتاب اول را نخوانده ام، خرس در آنجا چه نقشی داشت؟
این کتاب قصه پسر جوانی است که در لندن مدرن زندگی می کند. او از طریق راهی سری در پشت تئاتر به 400 سال پیش می رود. من نام آن را " چهار BS " گذاشتم این تعقیب و گریزی در دوران الیزابت در لندن است. پسرک در باغ وحش پنهان می شود و در آنجا خرسی را می بیند. آنها با هم به برج لندن می روند و در آنجا یک بارون را پیدا می کنند که زندانی شده است. در ادامه داستان چیزهای مختلف دیگری پیدا میکنند و سرانجام توسط ویلیام شکسپیر تعقیب می شوند.
- چگونه روی چنین کتابی کار می کنید؟ می توانید کمی در باره روند کاری تان برایمان توضیح دهید؟
کتاب اول با عنوان " پشت صحنه" نام گرفت. در آن صحنه من در حال نوشتن حروف بودم اما به نظر می رسید که به هیچ وجه نمی توانم حروف را با هم یکی کنم. تصمیم گرفتم حروف را حذف کنم و این داستان تازه ای به ذهنم آورد که داستان پسر، خرس، بارون و شاعر بود.
هنوز پسر را در ذهن داشتم و شکسپیر را نیز به صحنه آوردم بدین دلیل که می خواستم پسررا به زمان قدیم ببرم. به این طریق توانستم داستان را بسازم و شخصیت های دیگر را وارد داستان کنم که با اطلاعات من در باره لندن هماهنگی داشت. منطقی به نظر می رسید که خرسی وارد داستان شود و شخصی را در برج لندن پیدا کند که ناگهان ملکه و افراد دیگر به ذهنم رسیدند.
وقتی به داستان دوم رسیدم امیدوار بودم بتوانم از نسخه " رویای نیمه شب تابستان" استفاده کنم اما به نظرم بیش از حد پیچیده رسید بدین دلیل که داستان در چهار بخش مختلف اتفاق می افتاد. بنابراین کم کم آن را به پایان نزدیک کردم و به سادگی ایده پادشاه پریان به ذهنم رسید. با یک ایده کارم را شروع کرده بودم اما همانطور که داستان پیش می رفت همه چیز تغییر کرد.
- آیا ممکن است در آینده اتفاقات بیشتری برای خرس بیفتد؟
اوه، بله. در حال حاضر روی کتاب سوم کار می کنم. تازه آن را شروع کرده ام. قصد دارم کتاب دیگری در باره خرس خلق کنم چون ایده های بسیاری در ذهنم باقی مانده است. اما می خواهم این بار تمرکز بیشتری بر پسر داشته باشم. کتاب سوم در باره پسر در عصر حاضر خواهد بود اما باز هم بر شکسپیر تمرکز دارد. هنوز باید روی چیزهای زیادی کار کنم. باز هم قصد دارم روی موضوع تئاتر فکر کنم و شاید باز هم زمان داستان را تغییر دهم  مطمئنا به شیوه ای تازه و متفاوت این کار را خواهم کرد. شاید کل داستان و مکان آن را تغییر دهم.
- می توانید توضیحی کلی در باره داستان به ما بدهید؟
شوالیه نیمه شب تابستان دو سال طول کشید و فکر می کنم این داستان هم حدود دو سال طول بکشد. حتی به داستان چهارم هم فکر می کنم که در باره خرس خواهد بود اما به دلیل این که به اعداد زوج علاقه ندارم باید به کتاب پنجم هم فکر کنم.
- به نظر می رسد باید منتظر اتفاقات بسیاری باشیم.
اوه، بله. از آن بسیار لذت می برم و قصد ندارم در جایی توقف داشته باشم. هر کاری تجربه ای تازه و سفری اکتشافی است. در داستان شوالیه نیمه شب تابستان صحنه ای را در ذهن آوردم که شخصیت آن کاملا برایم آشنا بود، فقط می بایست خرس را دنبال می کردم. کافی بود چشمانم را ببندم و تصور کنم که الان خرس در حال چه کاری است؟ شخصیت ها خودشان داستان را پیش می بردند.
- از کودکی به طراحی علاقمند بودید؟ اولین بار چگونه طراحی را شروع کردید؟
من همیشه به هنر علاقمند بودم. از اولین خاطراتم طراحی کردن را به خاطر دارم. اما فکر نمی کردم تصویرگری را به عنوان شغل انتخاب کنم. تا وقتی که به عنوان طراح آزاد شروع به کار کردم چیزی در باره طراحی نمی دانستم. من به عنوان تصویرگر و طراح در انتشاراتی دانشگاه کوئینز لند کار می کردم و از آنجا با تصویرسازی آشنا شدم. در ابتدا کار من طراحی روی جلد کتاب بود.
- نصیحت شما به جوانانی که به طراحی علاقمند هستند چیست؟
اول از همه این که به نظر من داشتن مدرک ضرورتی ندارد، داشتن تجربه مهم تر است. طراحی و تصویرگری را تمرین کنید. تا جایی که می توانید از رسانه های مختلف دیدن کنید. قدرت داستان گویی را در خودتان به وجود آورید. باید بتوانید داستان بگوئید. طراحی و تصویرگری نوعی ادبیات است نه فقط هنر های زیبا!
تصویر سازی هنر زیبای نوشتن توسط تصاویر است.
- کتاب تصویری مورد علاقه شما در دوران کودکی یا در حال حاضر چیست؟
از دوران کودکی به کتاب "جکی و جیل" در سال 1963 علاقمند بودم که کلکسیون کتابهای تصویری بود. هنوز آن کتاب را دارم و از آن لذت می برم. اما کتاب تصویری مورد علاقه من در تمام زمانها کتاب " روزی در خیابان" اثر رابرت رونن فلدت است. کتاب زیبایی که بر اساس داستانی بسیار ساده است. هر دو صفحه اش داستان بزرگی را بیان می کند. این کتاب مورد علاقه من است.
- بدون چیپس و شکلات نمی توانید کار کنید؟
چیپس سیب زمینی. نمی توانم بدون چیپس سیب زمینی زندگی کنم.
- اگر در پارک تفریحی بودید سوار چه وسیله بازی می شدید؟
اگر در پارک تفریحی بودم سوار سرسره های وحشتناک می شدم. یا وسیله بازی مانند قطار مرگ که با سرعت بالا می رود و سپس به پائین پرتاب می شود را امتحان می کردم. دوست دارم مردم را به هیجان بیاورم.... دوست دارم مردم را بخندانم وکمی هم بترسانم.
- اگر می توانستید از کسانی که سوار سرسره وحشت شده بودند چه سوالی می کردید؟
از آنها می پرسیدم فکر می کنید داستان من به چه مسیری می روی؟ به نظر شما داستان من در ده سال آینده به کجا می رسد؟ دوست دارم نظر کودکان را در باره آینده داستانهایم بدانم. آنها ازمن سوال می کنند اما من هم دوست دارم از آنها سوال کنم. 

 
نمره ای داده نشده.

   پیام های بازدیدکنندگان

در حال حاضر پیامی وجود ندارد.

required

required (not published)

optional