Resist
        Art

سایت ایران کارتون


1394 / 9 / 17

مصاحبه با تورهان سلجوق / کاشف خطوط تیز و مستقیم .

بیست و دو سال پیش فرصتی دست داد تا با کارتونیست برجسته ترکیه آقای تورهان سلجوق که حالا پنج سال از مرگ او می گذرد، دیدار داشته باشم، به نظرم این دیدار و صحبت هایی که رد و بدل شد حاوی نکاتی است که با گذشت زمان کهنه نمی شود.
با آثار توران سلجوق سالها قبل از طریق مقاله ایی که ایراندخت محصص می نوشت، آشنا شده بودم. با دیدن چند اثر از او آنچنان مجذوب قدرت قلم و زیبایی مضامینش شدم که هنوز با گذشت سالها تاثیرش بر جای است.
در واقع یکی از اهداف سفر به ترکیه دیدن هنرمندان برجسته ترک بود که در راس آنها آقای تورهان سلجوق قرار داشت. پس از رسیدن به استانبول دائما مترصد فرصتی بودم تا با این هنرمند دیداری داشته باشم.
در استانبول فهمیدم که توهان سلجوق زیاد معاشرتی نیست و به ندرت کسی را برای ملاقات می پذیرد. به همین دلیل از بهترین راه برای رسیدن مقصود استفاده کردم – راه توصیه و سفارش! با چند نفر از هنرمندان کاریکاتوریست ترک در این باره صحبت کردم، همگی گفتند برای ایجاد ارتباط با تورهان سلجوق آقای سمپه بالجی اوغلو، دوست و یار شفیق چندین ساله وی بهترین شخص است. سمیه بالجی اوغلو هم انصافا حق مطلب را ادا کرد و با تماس تلفنی با تورهان سلجوق وقت و زمان دیدار با وی را مشخص کرد.


پنج شنبه 24 تیرماه به منزل تورهان سلجوق رفتم. او در طبقه دوم آپارتمانی زیبا زندگی می کند. با رویی گشاده به پیشوازم آمد و من را به آتلیه اش راهنمایی کرد.
تمام فضای خانه او از جمله روی در، دیوار، میز و صندلی پر از طراحیهای زیبا و کاریکاتوری بود که اغلبشان کار خود سلجوق بودند.
پیش از ذکر مطالب مصاحبه با آقای سلجوق فکر می کنم بیان نکاتی از زندگی و فعالیتهای این هنرمند برای خوانندگان مفید باشد.
تورهان سلجوق در 1922 در میلاس در جنوب شرقی ترکیه به دنیا آمد. به دلیل آنکه پدرش نظامی بود، دائم همراه با خانواده در سفر بود و دوران تحصیلات اولیه اش در شهرهای مختلف ترکیه سپری شد.
در 19 سالگی، اولین کاریکاتورش را در روزنامه ای با عنوان «ترک سوزو» در آدانا به چاپ رساند. بعد از مدتی کارش آنقدر بالا گرفت (در 21 سالگی) که از او خواستند به تحریریه مجله طنز «آق بابا» (یکی از مشهورترین مجلات طنزآمیز ترکیه) بپیوندد.


در 1949، با شروع کار در روزنامه «دینی» استانبول، وی علاوه بر طراحی کاریکاتور، خود را به عنوان نظریه پرداز در این زمینه مطرح کرد. سلجوق سلسله مقالاتی در زمینه تاریخ کاریکاتور در این نشریه به چاپ رساند. او برای اولین بار از اصطلاح طنز ترسیمی استفاده کرد و کاریکاتور را به عنوان شکلی از بیانی جهانی جزء محدوده هنرهای تجسمی دانست.
در 1952، تورهان مجله «بوچوک» را با همکاری برادرش ایهان منتشر و پس از توقیف آن مجله دیگری را با عنوان «دولموش» به زیر چاپ برد.
در 1957، او کارش را در روزنامه «ملیت» آغاز کرد که تا کنون نیز ادامه دارد. در این روزنامه، وی شخصیتی کاریکاتوری با عنوان عبدالجانباز را خلق کرد و بر مبنای برخوردهای ساده لوحانه و در عین حال تیزهوشانه این کاراکتر کاریکاتورهای دنباله داری را به وجود آورد. سلجوق نمایشنامه ای را نیز بر اساس همین شخصیت در 1972 بر روی صفحه برد که مورد توجه عامه قرار گرفت.

کاراکترعبدالجانباز
اکنون شخصیت عبدالجانباز به عنوان شخصیتی ملی در فرهنگ ترکیه جا افتاده است و طرح های تورهان از این شخصیت به صورت های کارت پستال، تمبر، پوستر و غیره چاپ و منتشر می شود.
از مهمترین فعالیتهای تورهان سلجوق باید از شرکت در تاسیس سندیکای کاریکاتوریست های ترکیه و بنیان گذاری دو نمایشگاه بین المللی کاریکاتور ملانصرالدین و سیماوی نام برد.
کلکسیون آثار تورهان سلجوق را می توان در موزه های ساحل مادریا در فلوریدای آمریکا، فولنتینو ایتالیا، گابروو بلغارستان، باسل سوئیس و موزه کاریکاتور لهستان مشاهده کرد.



عبدی ایپکچی، روزنامه نگار سرشناس ترکیه، درباره تورهان سلجوق گفته است: «سلجوق رویکرد نوینی را از کاریکاتور در ترکیه ارائه کرده است. هیچ کس فکر نمی کرد که او قادر باشد بر تفکر بازاری و ساده انگارانه کاریکاتور که بر فضای هنری ترکیه غالب بود، پیروز شود. هیچ کس باور نداشت که او بتواند در مورد طنز تصویری هیجان و شور همگانی را برانگیزند. اما او همه این کارها را کرده است. در عین حال موضوع و سبک وی بر مردمی بودنش اشاره دارد.»
جیانی فینلاندیا، منتقد ایتالیایی، درباره او گفته است: «همچنانکه سوگلو در ترکیه خالق خطوط نرم و مدوری در کاریکاتور بود، تورهان سلجوق کاشف خطوط تیز و مستقیم به شمار می آید. هر چند به نظر من ارزش واقعی تورهان کمتر به این خطوط مستقیم و بیشتر به قدرت طنز و توانایی اش در کند و کاو عمیق مشکلات اجتماعی وابسته است. در این مورد، می توان تورهان را یک انوره دومیه دوران جدید خواند.

الکساندر الکساندر، منتقد فرانسوی معتقد است تورهان رهبر مدرسه جدید طنز ترسیمی در دنیاست.
آدام سانات، از منتقدین ترک، درباره آثار سلجوق گفته است «ظرافت و زیبایی از ویژگیهای آثار سلجوق است که در آثار هیچ کاریکاتوریست دیگری در جهان یافت نمی شود. در آثار او خطوط جادویی شرق با شکل و ساخت کاملا مدرن به بیانی جهانی تبدیل شده است.
خلاصه تورهان سلجوق با بیش از نیم قرن کار حرفه ای در زمینه کاریکاتور اکنون از معروفترین و برجسته ترین کاریکاتوریست های معاصر است. این هنرمند در بسیاری از مسابقات جهانی جوایز معتبری را از آن خود کرده است: جایزه اول کاریکاتور انجمن روزنامه نگاران ترکیه (1955)، نخل طلایی بوردیگرا ایتالیا (در 1956 و 1962)، جایزه اول واستو ایتالیا (1970) جایزه دوم دوسالانه کاریکاتور ورچلی ایتالیا (1975)، جایزه های اول پنج سال پیاپی از 1986 تا 1990 هنرمند سال از انجمن روزنامه نگاران ترکیه و سرانجام گرفتن دکترای افتخاری از دانشگاه جمهوریت در 1992 از جمله جوایز اویند.



آقای تورهان سلجوق، زمینه آشنایی من با آثار شما به حدود 7 سال پیش بر می گردد که زندگینامه و چند طرح از شما را در یکی از نشریه های ایران دیدم. در میان آنها کاریکاتوری دو مرحله ای نظرم را جلب کرد – مردی که در طرح اول میان انبوه تظاهر کنندگان دستانش را به آسمان برده بود و حالتی از مبارزه داشت، در طرح دوم با همان وضعیت به چهار میخ بسته شده بود. صراحت تکنیک، مضمون و شیوایی پیام این طرح را بدل به کاری زیبا و زنده کرده که هنوز پس از گذشت این همه سال از تازگی و جذابیت آن هیچگاه کاسته نشده است. در این باره چه می گویید.؟
تورهان سلجوق: من به دنبال نوعی از کاریکاتورهای سیاسی ام که همیشه زنده بماند. درباره این طرح خاطره جالبی دارم. در سن پطرزبورگ برای برگزاری نمایشگاهی از کاریکاتورهایم دعوت شدم که این کاریکاتور هم در بین کارهایم بود. خانمی که از محل دوری به سن پطرزبورگ و دیدن نمایشگاه آمده بود. پس از دیدن آن طرح خواستار خریدنش شده بود. خوب در آن نمایشگاه قرار نبود اثری فروخته شود. و من هم قصد فروش نداشتم ولی اصرار آن خانم سبب شد تا با مدیر آنجا در مورد فروختن این طرح گفتگو کنم. اما مدیر نمایشگاه با فروش آن موافقت نکرد و گفت: «اگر طرح را می خواهد، پس از نمایشگاه به شما مراجعه کند.» ولی سرانجام آن خانم با سماجت و رفت و آمدهای بسیار توانست آن کاریکاتور را از نمایشگاه بخرد. من هم خوشحال شدم، زیرا فکر می کنم حتما بر پسر یا برادر یا کسی از وابستگان این خانم چنین ظلمی رفته بود که آن قدر آن طرح را می خواست. خلاصه اینکه این گونه کاریکاتورها را دوست دارم و طراحی کاریکاتور را به این دلیل انجام میدهم که همیشه خودم را در حال مبارزه احساس می کنم.


در کاریکاتورهای شما، نوعی گرایش به طنز تلخ یا طنز سیاه وجود دارد.
تورهان سلجوق: من طرفدار کاریکاتورهای فکاهی نیستم. کاریکاتور باید دارای ایده خاصی باشد که انسان را به تفکر وادارد و به او چیزی بیاموزد. از نظر من هدف از کاریکاتور خنداندن نیست، کاریکاتور باید بعد فکری عمیقی را در بر گیرد.
بعضی ها از شیوه طنز سیاه برای اهداف سیاسی خود استفاده می کنند. من در اغلب کاریکاتورهایم روشی خاص دارم و دوست دارم که آنها دارای محتوایی باشند که انسان را به تامل و تعمق وادارد و در عین حال خنده ای تلخ یا زهرخندی نیز بر لب آورند. این را بیشتر دوست دارم. در این حالت کاریکاتور هم مخاطب خود را پیدا می کند و هم به صورت یک هنر باوقار مطرح می شود. در مورد هنر بودن یا نبودن کاریکاتور سالهای سال در جهان بحث و گفت و گو شده است. و در نهایت این رشته توانسته است خود را به عنوان یک هنر بقبولاند. من وقار هنر کاریکاتور را به سنگینی تفکر ترجیح می دهم.


چه روشی برای خلق یک کاریکاتور دارید و چه مراحلی را برای پیاده کردن طرح هایتان دنبال می کنید؟
تورهان سلجوق: من به تلاش و مطالعه مداوم معتقدم. باید همیشه درحال مشاهده بود. مسلما من تمام 24 ساعت را پشت میزم نیستم. اما مداوم فکر می کنم و می بینم. وقتی سوژه ای به دست می آورم، آن را به ذهنم می سپارم. و حتی در رختخواب هم به آن فکر می کنم. بعضی وقتها شده که طراحی در هنگام شب به ذهنم رسیده و برای فراموش نکردن آن موضوع را یادداشت کرده ام. من به طور مرتب روزنامه ها، مجلات و کتابهای مختلف را مطالعه و مسائل سیاسی جهان را دنبال می کنم. بیشتر اوقات پشت میزم مشغول کارم. کارم به ورزشکاری می ماند که در رشته پرش با یک پرش خوب رکوردی را شکسته است. و برای باقیماندن در حد یک قهرمان رکوردشکن باید دائم تمرین کند. یک کاریکاتوریست خوب نیز باید به طور مداوم در حال فعالیت و تمرین باشد. در این صورت، به آن چیزی که می خواهد، دست می یابد و به بهترینش هم می رسد. یک کاریکاتوریست همچون یک قهرمان پرش باید دائم در تمرین و فکر رکوردشکنی باشد.
من برای اجرای طرح هایم از قلمی استفاده می کنم که دارای نوکی است که به هنگام فشار خطوط ضخیم و در حالت عادی خطوط نازک ترسیم می کند. در حدود50 سال است که با این ابزار کار می کنم و به آن عادت کرده ام.


صبحها زود از خواب بیدار می شوم، اخبار را گوش میدهم و روزنامه ها و مجلاتی را که برایم می آید، می خوانم و هنگامی که بر پشت میزم قرار میگیرم، موضوعاتی را که از قبل یادداشت کرده ام، مرور می کنم. بیشتر به مسائلی توجه دارم که دقت مردم را به خود جلب کند. شاید بتوان گفت این نوع کنکاش و پیدا کردن موضوع برایم حالت فرمول واری را پیدا کرده که به هر حال در چارچوب آن کار می کنم. اعتقادی به الهام ندارم، آنچه به آن اعتقاد دارم، تفکر و اندیشه است. در میان موضوعاتی که یادداشت کرده ام، موضوع موثرتر را انتخاب و سپس روی آن کار می کنم.
البته باید بگویم روش کارم نسبت قدیم کمی عوض شده است. چون تا پیش از 1950 کاریکاتوریست ها معمولا با توجه به مطلب فکر کرده، کاری را اجرا می کردند، ولی در حال حاضر یک کاریکاتوریست مدرن با توجه به طرح فکر می کند. یعنی برای بیان مطلب خود ابتدا فرم و طرحی را در نظر گرفته، سپس مزاح را در درون آن می گنجاند. در قدیم، یک کاریکاتوریست بیشتر با توجه به نوشته هایی که در حاشیه کاریکاتورش می نوشت، فکر می کرد. یعنی او برای بیان مقصودش دو نفر را می کشید، یکی حرف می زد و دیگری جواب می داد و دوباره این پرسش و پاسخ تکرای می شد. به همین دلیل بعضی مواقع بیان موضوع آن قدر طولانی می شد، که از حوصله مخاطب خارج می گشت. من با این شیوه از آغاز مخالف بودم و فکر می کنم در ترکیه کاریکاتوریست ها نیز به این نتیجه رسیده اند و اکنون در نشریات عموما طرح هایی زده می شود که بدون زیرنویس نیز پرکشش و با نمک اند.
معمولا پس از تمام شدن طرحم، چون کار برای روزنامه سرعت خاص خود را می طلبد، آن را بوسیله فکسی که روزنامه به من داده است، برای چاپ می فرستم.


در مورد به کارگیری رنگ در آثارتان توضیح دهید.
تورهان سلجوق: من کار سیاه و سفید را ترجیح می دهم و از رنگ تنها در کارهای نمایشگاهی استفاده می کنم. البته قبلا در کارهای مربوط به نمایشگاه ها از رنگ زیاد استفاده می کردم، ولی رفته رفته تلاش کردم این امر را به حداقل برسانم. به طور مثال در نمایشگاهی که به تازگی در اروپا با موضوع حقوق بشر برگزار کردم از رنگ خیلی کم بهره بردم.
و بیشتر کاریکاتورهایم سیاه و سفید بود، حتی در مورد خطهایم هم فکر می کنم هر چه کمتر باشند، بهتر می توانند مقصود را برسانند، به همین دلیل تلاش می کنم از خطوط کمتری استفاده کنم.


چند جلد کتاب از آثار شما تا کنون به چاپ رسیده است و آنها را چگونه می توان تهیه کرد؟
تورهان سلجوق: هفت کتاب به شکل مجموعه هایی از کاریکاتورهایم و 36 جلد از ماجراهای عبدالجانباز را تا کنون چاپ کرده ام. متاسفانه تمام کتابهای موجود در کتابخانه ام را هدیه داده ام، آدرس خودتان را بدهید تا بعضی از آنها را برایتان بفرستم.


از محبت شما بی نهایت سپاسگزارم، بفرمایید به آثار کدامیک از کاریکاتوریست ها بیشتر علاقمندید و علت آن چیست؟
تورهان سلجوق: البته چه در داخل و چه در خارج، هنرمندان قوی بسیاری هستند که فرق گذاشتن بین آنها بسیار مشکل است. کاریکاتوریست هایی که من تحت تاثیر آن قرار دارم، از قدیمی ها رولاندسون است در نمایشگاهی در آلمان، در میزگردی که با کاریکاتوریست های آلمانی داشتم، گفتم که کاریکاتورهای رولاندسون خیلی قوی اند و یکی از آنها گفت او نازی بود (خنده) و ما او را دوست نداریم!!


کاریکاتوریست دیگری هم به نام فلورا هست که طرح های گرافیکی او بسیار عالی اند. بجز آن کاریکاتوریست های بزرگی مثل بوسک و سینه نیز هستند که طرح هایشان در عین ظرافت، دارای معانی عمیقی اند و من آنها را می پسندم. البته باز می گویم خیلی مشکل است که کاریکاتویست ها را به این شکل از هم جدا کرد، هر کس دارای ویژگی و خلاقیت خاص خود است و از جهاتی نیز با دیگران تفاوت دارد. به همین دلیل ترجیح می دهم از بینشان انتخاب نکنم مثلا شاوال را بسیار دوست دارم، کارهایش دنیای خاصی دارد که انسان را به تفکر وا می دارد. آندره فرانسوا را هم بسیار دوست دارم. زمانی بازار کاریکاتور در دست پاریسی ها بود. ولی الان در شرق، نزد هنرمندان چک، بلغارستان، یوگسلاوی و به طور کلی در اروپای شرقی است. این خط ادامه پیدا می کند به طرف ترکیه و ایران و ... یعنی فرانسه بازار این هنر را از دست داده است.



کاریکاتوریست های ترکیه را چطور می بینید؟
تورهان سلجوق: در بین جوانان زمینه های بسیار قوی دیده می شود، ولی طرح های آنها به دلیل ضعیف بودن تکنیک شان نمی توانند در روزنامه ها جایی پیدا کنند و همین دلیل پیشرفتشان کند است. تعدادی نیز مانند اسد لویاز وجود دارند که گرافیک خوبی دارد. جمال نادر و رامیز از قدیمی ها بودند که جمال نادر از رامیز بهتر بود. به طور کلی در ترکیه دو نوع هنرمند در این زمینه وجود دارد، آنهایی که سبکهای قدیمی را دنبال می کنند و دیگرانی که در روشهای قدیمی تغییراتی داده، آنها را به تکامل رسانده اند. جمال نادر از این گروه دوم بود که متاسفانه خیلی زود فوت کرد. او کاریکاتوریستی قوی بود، ولی هنوز به استانداردهای بین المللی نرسید بود که درگذشت. اما در کاریکاتورهای رامیز تکاملی به چشم نمی خورد و او همان روش قدیمی را ادامه داد.


در مورد فعالیتهای دیگرتان توضیح دید.
تورهان سلجوق: در سال آینده، نمایشگاهی انفرادی در مونیخ دارم که تا آخر شهریور ادامه خواهد داشت. در آنجا طرح هایی را با تکنیک آبرنگ ارائه خواهم داد. قبلا هم در شهرهای مختلف آلمان همچون نورنبرگ و ... و چند شهر دیگر نمایشگاه هایی را برگزار کرده ام. همچنین در پاریس در سال آینده نمایشگاهی خواهم داشت که این بروشور آن است. (بروشوری به زبان فرانسه امضا کرده، به من می دهد). این کارها قرار است در آنجا به صورت کتاب چاپ شود که برایتان خواهم فرستاد. یک رمان همراه با طرح های کاریکاتوری هم دارم که تقریبا 30 سال روی آن کار کرده ام.



در مورد کاریکاتور ایران نظرتان چیست؟
تورهان سلجوق: من در حدود پنجاه سال است که این کار را دنبال می کنم. اوایل در مورد کاریکاتورهای ایرانی هیچ اطلاعاتی نداشتم. ولی الان چند سالی است که به دلیل برگزاری نمایشگاه های بین المللی در ترکیه، کاریکاتورهای ایرانی را دنبال می کنم. حس می کنم در این 6، 7 ساله اخیر، جهش و تکامل بزرگی که من انتظارش را نداشتم، در بین کاریکاتوریست های جوان ایرانی به وقوع پیوسته است.
در اینجا، فرصتی پیش آمد تا درباره برگزاری اولین نمایشگاه بین المللی کاریکاتور در تهران به وی توضیح دهم و اینکه یکی از اعضای هیئت داوران آقای گوربوز دوغان از ترکیه است.
تورهان سلجوق: برگزاری مسابقاتی در حد جهانی را به شما تبریک می گویم. این نوع مسابقات برای جوانان بسیار خوب است زیرا می توانند هنرشان را مطرح کنند. و این کار سبب می شود تا هنرمندان و کشورها به هم نزدیک و جوانان تشویق شوند. من مدتهاست که به خاطر جوانها از مسابقات کنار کشیده ام. در ترکیه، دو مسابقه جهانی در زمینه کاریکاتور به نامهای «ملانصرالدین» و «سیماوی» (آیدین دوگان فعلی)برگزار می شود. مسابقه ملانصرالدین ابتدا شکل گرفت و پس از آن، به کوشش سادات سیماوی و بوسیله روزنامه «حریت» مسابقه بین المللی سیماوی نیز برگزار شد. هم اکنون، امکانات فراوانی در اختیار برگزارکنندگان این مسابقات قرار دارد و موفقیتهای زیاد به دست آمده است.
شما و آقای بالجی اوغلو از پیشکسوتان و یکه تازان عرصه کاریکاتور در ترکیه اید، چرا هنرمندان جوان را یارای رقابت با شما نیست و در کارهایشان پیشرفت محسوسی دیده نمی شد؟
تورهان سلجوق: این مسئله چیزی نیست که ویژه ترکیه باشد، اخیرا در مسابقه سیماوی یکی از کاریکاتوریست های فرانسوی به نام سینه آمده بود و من همین مسئله را با او در میان گذاشتم. به او گفتم 1950 یک تحول عظیم در کاریکاتور فرانسه رخ داد و کاریکاتوریست هایی همچون شاوال، آندره فرانسوا، بوسک و غیره به صورت یک گروه قدرتمند ظاهر شدند که کارشان بسیار موثر واقع شد. اما الان وقتی نگاه می کنم، کاریکاتوریست های مشهوری مانند شما را نمی بینم. می خواهم بگویم در ترکیه نیز اوضاع همینطور است.



لطفا کمی درباره طنز ترسیمی و شکل گیری آن در ترکیه توضیح دهید؟
تورهان سلجوق: شخصی به نام اشتاینبرگ اهل رومانی که بعدا تبعه آمریکا شد. انقلابی در زمینه کاریکاتور در دنیا ایجاد شد، انقلاب او در زمینه کاریکاتور درسالهای 1940 به بعد روی داد. این موج در دهه 50 میلادی به ترکیه رسید. علت این تاخیر کندی وسایل ارتباطی در آن زمان بود. هم اکنون ارتباط به وسیله ماهواره، تلویزیون، ویدئو، و وسائل دیگر بسیار سریع موثر شده است. خوب با انعکاس این نوع کاریکاتور، ما شروع به پیروی از آن کردیم. تا آن زمان، الگوهای ما رامیز و جمال نادر بودند. وقتی من شروع به کار در یک روزنامه کردم. واقعا مردد بودم که کاریکاتوریست بشوم یا نه، البته در همان زمان به مجلاتی مثل «آی دده» و «آق بابا» کاریکاتور می دادم. در این گیر و دار بودم که از طرف نشریه ای تجاری دستمزد بالایی برای طراحی کاریکاتور به من پیشنهاد شد. کار را پذیرفتم و برای آشنایی با طنز ترسیمی شروع به تهیه کتابها و مجلات غربی در این زمینه کردم. ابتدا طرح های این مجلات و کتابها به نظرم خیلی ضعیف، ابتدایی و بچگانه به نظر می رسید. ولی بعدها وقتی این نوع کاریکاتورها را امتحان کردم، پی بردم که خیلی هم ساده نیستند و طرح هایی از این دست می توانند احساسات درونی هنرمند را منعکس کند. برای دست یافتن به این روش زمان زیادی را صرف کردم. من تلاش کردم روش ویژه خود را پیدا کنم. ابتدا طرح هایم عکس العملهای زیادی را نه در مردم، که در روزنامه ها موجب شد. در این طرح ها می کوشیدم جنبه گرافیکی و طنزآمیز کاریکاتور را بیان کنم، چون آنها به طرح های جمال نادر و رامیز عادت کرده بودند و وقتی که یک باره با این تغییر روبرو شدند، عکس العمل نشان دادند، که این چه جور طرح و کاریکاتوری است؟ (خنده) اما به هر حال مردم حمایت کردند. در طول زمان و بتدریج، کاریکاتوری که الگوی آن اشتاینبرگ بود، در ترکیه به صورت پیشرفته تر مطرح شد. به دنبال آن، در مجلات «5/14» (در ترکیه به افراد زیبا به شوخی 5/41 مرتبه آفرین یا ماشاءالله می گویند) و «دولموش» (در ترکیه به تاکسی سواری گفته می شود) این روش را دنبال کردم که موجب شد تا این نوع کاریکاتور در ترکیه مطرح شود. در واقع در ترکیه من در این زمینه پیش قدم شدم.
کاریکاتور را از کی شروع کردید؟
تورهان سلجوق: در 1941، اولین کاریکاتورم در روزنامه محلی آدنا چاپ شد. در همان زمان، برای مجلات ورزشی استانبول کاریکاتورهای ورزشی می فرستادم. در 1943، برای ادامه تحصیل به استانبول رفتم تا در رشته معماری درس بخوانم، ولی چون در درس ریاضی نمره قبولی نگرفتم، نتوانستم به دانشکده راه بیابم. از طرفی چون دیگر دستم به مرکب و قلم آلوده شده بود! کاریکاتور می کشیدم. با مجله «آق بابا» همکاری داشتم. بعد با نشریه «آی دده» رفیق خالد یکی، دو سالی کار کردم. در 1949، به روزنامه «استانبول جدید» رفتم که کارکنان زیادی داشت و عده ای از مشهورترین هنرمندان و ادیبان با آن همکاری می کردند. در آنجا نوعی بازگشت به کاریکاتور به شکل عاشقانه برایم پیش آمد. حدود 1952 یا 53 بود که «ملیت» از من دعوت کرد تا به آنجا بروم.
در سال 1957، شخصیتی را با عنوان عبدالجانباز خلق کردم (جانباز در ترکیه به اشخاصی می گویند که روی طناب راه می روند.) رفعت الغاز مطلب می نوشت و من کاریکاتورش را به شکل دنباله دار کار می کردم. اما رفعت نتوانست هر روز مطالب این کاریکاتورها را برای روزنامه تامین کند و من پس از مدتی خود به تنهایی نوشتن داستان و کشیدن کاریکاتور را با هم شروع کردم. پس از مدتی، کار عبدالجانباز آنقدر بالا گرفت که نامه های زیادی برایم می آمد و مردم علاقه زیادی نشان می دادند.
در حدود30 سال و اندی است که روی این کاراکتر طراحی می کنم. می توانم بگویم تقریبا بدون وقفه هر روز کاریکاتور می کشم. بعضی از دوستانم از من می پرسند واقعا هر روز کاریکاتور می کشی؟ چون در بین غربیها کسی که هر روز کاریکاتور بکشد، وجود ندارد. خصوصا به این شکل که هر روز سلسله کاریکاتورهایی به شکل دنباله دار با موضوعاتی بکر و جدید طراحی شود. در غرب، چنین کاری نیاز به موسسه ای دارد که گروهی شامل نویسنده، کاریکاتوریست، عکاس و گرافیست در آن کار می کنند. یعنی این کار به شکل گروهی انجام می شود. به طور کلی، آنها حیران بودند که من چگونه این هر دو کار را اداره می کردم، ولی سرانجام من هم احساس خستگی کردم و به این فکر افتادم که کدامیک را رها کنم: عبدالجانباز را یا کاریکاتور را با آنکه کاریکاتور جنبه فرهنگی و وقار خاصی دارد. وی من آن را رها کردم و الان حدود سه سال است که کاریکاتور طراحی نمی کنم. قیامت به پا شده است، دانشجویان فشار می آورند که باید ادامه بدهی و کاریکاتور بکشی و مردم خیلی علاقه نشان می دهند. در29 اکتبر سال جاری تئاتری دولتی یکی از رمان های عبدالجانباز را بر روی صحنه خواهد برد. همچنین من برای ساختن یک رمان کاریکاتوری 2 تا 3 ماهه تصمیم گرفته ام. رمان کاریکاتوری بسیار موثر است، چون با این کار قهرمان واقعی به خوبی مطرح می شود.

کاریکاتورهای شما دارای شخصیت خاصی اند که در بین هزاران طرح قابل تشخیص اند، در این باره چه نظری دارید؟

تورهان سلجوق: در ابتدا، طبیعی است که همه هنرمندان کاریکاتوریست تحت تاثیر واقع می شوند و هوس طراحی کنند، اما این کارها معمولا خام است. وظیفه یک کاریکاتوریست این است که دنیای خاص خود را بیابد، دنیایی که در آن بتواند نظریه خاصش را بیان کند. به نظر من باید کاریکاتوریست ها تمام تلاش خود را در این راه صرف کنند. بیشتر کاریکاتوریست ها معمولا سبک خاص خود را دارند و بوسیله آن خیلی راحت می توانند مقصود و نظرشان را بیان کنند. آنهایی که دنیای خاصشان را نیافته اند، خیلی مشکل می توانند آنچه را می خواهند، بیان کنند. من در ابتدای کارم، تمام تلاشم را در این راه صرف کردم که طرح هایم دارای شخصیتی ویژه شوند و به این دلیل وقتی کاریکاتورهایم را با هم مقایسه می کنم. نمی توانم بین سبک آنها فرقی بگذارم (بین کاریکاتورهای قدیم و جدید). گرچه در ابتدا چندان تحت تاثیر جمال نادر و رامیز نبودم، اما به هر حال مدتی کاریکاتورهای پرخطی می کشیدم، ولی از این کار نوعی احساس ناراحتی داشتم و تلاش می کردم که خودم را پیدا کنم. تا اینکه در سالهای 1950 به بعد، که کاریکاتورهای کشورهای شرقی هنوز از جهت تکنیک عقب بود، تحت تاثیر کاریکاتوریست های غربی قرار گرفتم. دیدم که هر کدام از آنها روشی مخصوص به خود دارند. از این رو تصمیم گرفتم که من نیز روش ویژه خود را جستجو کنم. از آن پس در این زمینه کار کردم و مدتها طول کشید تا کارم ثمر بخشید و روشم را یافتم، با تمام اینها هنوز خودم را آماتور احساس می کنم و وقتی که کاریکاتور روز پیشم را در روزنامه می بینم، می خواهم خطاهایش را پیدا کنم و اغلب می گویم کاش این را اینطور می کشیدم و مثلا اگر اینجاش فلان بود، خیلی خوب می شد.


به عنوان آخرین سوال. برای جوانان ایرانی علاقه مند به کاریکاتور چه توصیه هایی دارید؟
تورهان سلجوق: زیاد مطالعه کنند، زیاد بخوانند و تحقیق کنند. کاریکاتورهای جهان را از نزدیک دنبال کنند. به طراحی اهمیتی ویژه بدهند و به طور مداوم کار کنند. در مسابقات جهانی شرکت کنند، زیرا در این مسابقات حس رقابت وجود دارد و اگر انسان تنها در محدوده محیط خویش بماند، پیشرفتی به دست نمی آورد باید در سطح جهانی فعالیت و رقابت کرد.
به خاطر این که وقت تان را در اختیار ما گذاشتید صمیمانه متشکرم.
سیدمسعود شجاعی طباطبایی
استانبول
24 / تیر ماه / 1372

نمره فعلی: 5     تعداد آرا: 1

   پیام های بازدیدکنندگان

در حال حاضر پیامی وجود ندارد.

required

required (not published)

optional