Resist
        Art

سایت ایران کارتون


1394 / 11 / 10

مصاحبه با ابوالفضل همتی آهویی / تصویرسازی.

در عرصه هنر تصویرسازی و تصویرگری معاصر، ابوالفضل همتی آهویی نامی آشناست. می ‌توان گفت‌ که ایشان در تمامی جشنواره ‌ها و نمایشگاه ‌های مرتبط با تصویرسازی به صورت فعال‌ و مؤثر حضوری ارزشمند‌ داشته‌ است. شرکت در نـمایشگاه ‌های متعدد طراحی، گرافیک و تصویرسازی، تألیف چـندین عـنوان کتاب، تصویرسازی بیش‌ از سی عنوان کتاب، دریافت جوایز متعدد داخلی و خارجی، عضو هیأت داوران جشنواره‌ ها و نمایشگاه ‌های ملی و بین ‌المللی، و چند دهه حضور مؤثر‌ در عرصه آموزش تصویرسازی از جمله فعالیت ‌های وی در حوزه تصویرسازی بوده است. وی علاوه بر کار و تـدریس در این رشته، سال‌ هاست که مسئولیت واحد گرافیک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان‌ را‌ برعهده دارد. رشد تصویرسازی در سالیان اخیر، برگزاری جشنواره‌ ها و نمایشگاه ‌های متعدد و توجه جوانان هنرمند به این رشته زمینه ‌ای شد تا بـا ایـشان به گفت‌وگو بنشینیم.
آقای همتی آهویی، شما وضعیت تصویرسازی امروز ایران را چگونه ارزیابی می ‌کنید؟
به نظر من وضعیت تصویرسازی به یک بده بستان بین ناشر و تولید کتاب‌ بر می ‌گردد. البته‌ یـک سـری از تصویرسازی‌ ها براساس علاقه ‌مندی شخصی و به اصطلاح به صورت دلی توسط هنرجویان و دانشجویان انجام می‌ شود. آن‌ ها به مناسبت نمایشگاه ‌ها و براساس موضوعات مدنظر نمایشگاه ها و جشنواره ‌ها‌ کار‌ می ‌کنند. ولی‌ سنجیدن وضعیت اجتماعی این رشته، به‌ مـیزان‌ تـولید‌ برمی ‌گردد که سفارش در آن اتفاق می‌ افتد. طبیعتا در اینجا موضوع رقابت و تکنیک و خلاقیت پیش می‌ آید. ما هر سال در کانون‌ جشنواره ‌هایی‌ را‌ برگزار می ‌کنیم که سال گذشته به تصویرسازی اختصاص‌ داشت.‌ همچنین ما داوری کارهایی را بـه عـهده داشـتیم که می ‌خواستیم برای براتیسلاوا بـفرستیم. بنده بـه هـمراه خانم قایینی، آقای غریب ‌پور و آقای‌ علی‌ اکبر صادقی کارها را ارزیابی کردیم. در بیانیه این داوری هم‌ آورده بودیم که آثار، خیلی مشعشع نبود. البته همان ‌طور کـه گـفتیم، اوضاع تـصویرسازی به نوع سفارش‌ ها برمی گردد. وقتی سفارش زیاد می‌ شود، طبیعتا‌ مـیدان‌ رقـابت‌ باز می‌ شود و بچه‌ ها شروع می ‌کنند به کارکردن. اما در هر حال میزان توجه‌ جوانان‌ به این مقوله و شرکت در این‌ رویدادهای ملی و بین ‌المللی درخـور تـوجه و بـیانگر اهمیت تصویرسازی‌ در‌ جامه‌ است.

1-تصویرسازی برای کودکان

کارهایی که قرار بود به براتیسلاوا برود، به صـورت چاپ شده بود؟
بله. کارهای‌ چاپ‌ شده‌ بود. من در این آثار، خیلی رونقی ندیدم. البته نسبت به گذشته خوب بود، ولی در مجموع هنوز‌ اتـفاق‌ مـشعشعی‌ در تـصویرسازی نیفتاده است.
چرا؟
به نظر من، یکی از عوامل اصلی‌ اش، تولید اندک کتاب و کم‌ توجهی‌ بـه مـصورسازی کتابها است که در رقابت‌ ها تأثیر مستقیم دارد.
یعنی تصویرسازی کارکرد واقعی‌ خود‌ را‌ در کشور ما ندارد؟
نه، اصلا این‌ گونه نیست. تا وقـتی کـودک هـست و نیاز به تصویر‌ و کتاب دارد، تصویرسازی هم هست. ما اصلا کتاب را برای کودک تـولید مـی ‌کنیم. ولی فـرض کنید‌ که‌ یک‌ ناشری می‌ خواهد سرمایه بگذارد و کتاب تولید کند. این کتاب باید فروش بـرود و پولش بـرگردد. چون‌ یـک‌ کالاست. منتها با ارزش است، به این دلیل که در خدمت آموزش کودک است.‌ با این‌حال، کتاب‌ هم‌ باید مـثل یـک کالای مصرفی و کاربردی فروش برود. اما از آن‌جا که کتاب، یک کالای فرهنگی است‌ و ممکن‌ است فـروش نـرود، ناشر هـم کتاب تولید نمی ‌کند. چون از این راه ممکن است‌ سرمایه ‌اش‌ برنگردد. ولی کودک به کتاب نیاز دارد و باید کـتاب بـا ارزش هم تولید شود. اما وقتی که‌ کتاب‌ کم می ‌شود، طبیعتا تولید کار تصویرسازی هم کـم مـی ‌شود. زمـانی بود که من‌ دعا‌ می ‌کردم سالی دو هزار عنوان کتاب چاپ‌ اول‌ داشته‌ باشیم تا به هـمه تـصویرگران دو سه‌ عنوان‌ کتاب برسد و همه تصویرگران در این عرصه کار کنند.
فکر نمی ‌کنید که خـود‌ تـصویرگران‌ بـا ارائه کارهای جذاب و خلاقانه‌ می‌ توانند به‌ فروش‌ کتاب‌ کمک کنند و از این طریق‌ چرخه‌ تولید و نـشر، رونق بـیشتری بگیرد؟
بـاید جایی برای حمایت از کارهای خلاق وجود‌ داشته‌ باشد. این ضعف تصویرسازی مـاست کـه‌ چنین جایی وجود ندارد. این‌ کار‌ متولی می‌ خواهد چون هزینه‌ بر است. همان‌طور‌ که‌ جایی وجود دارد که استعدادهای درخـشان، اختراعات خـود را به ثبت می ‌رسانند، چه خوب است‌ که‌ فضایی مهیا باشد تا ایده ‌های‌ دانـشجویان‌ و هـنرجویان را ثبت‌ کند. مثلا‌ درحال‌حاضر، انجمن تصویرگران کتاب‌ کـودک‌ هـست. متولیان و مـسئولان فرهنگی به انجمن بودجه و امکانات بدهند و بـگویند کـه این‌ بودجه‌ را صرف تولید کارهای خلاق کنید. اگر‌ این‌ اتفاق بیفتد، حتما‌ تصویرسازان‌ کار‌ مـی ‌آورند. ولی در شـرایط فعلی،‌ ناشر می‌ گوید اگر من کـتاب پیـنوکیو را منتشر کـنم کـه صـد بار کارتونش را تلویزیون پخش‌ کرده‌ اسـت، باز هـم می ‌خرند. پس می‌ روم و همین‌ کتاب‌ را‌ منتشر‌ می‌ کنم‌ و نیاز به‌ کار‌ جدید و برخورد خـلاقه بـا این مقوله ندارم.
آقای همتی، آیا استفاده خلاقانه از تـصویرسازی‌ های کهن می ‌تواند به‌ تـغییر‌ ایـن‌ فضا کمک کند؟
این اتفاق افـتاده اسـت. من‌ ایمان‌ دارم‌ که‌ ایران‌ یکی‌ از کشورهای معتبر در زمینه تصویرسازی است. چون سلیقه فرهنگی مـا مـثل یک دیوار بسیار ضخیم و عـریض اسـت که مـی ‌توانیم به آن تکیه بدهیم. در تاریخ کهن ما انواع تصویرسازی وجود دارد. بعد از اسلام هم کتاب داریـم. مـثل معراج نامه و یا شاهنامه بایسنقری و بسیاری از کـتب ارزشـمندی که‌ مـصورسازی‌ شـده اسـت. خیلی از هنرمندان نیز برای خـلق اثر از تصویرسازی‌ های کهن تأثیر گرفته‌ اند. نمونه ‌اش آقای علی اکبر صادقی. این منابع برای تصویرگری جای کار فـراوان دارنـد. منتها نباید فقط ادای فرهنگ ایرانی‌ بودن‌ در بـیاوریم، بلکه بـاید واقـعا شـاکله و جـوهره کار را بگیریم. تا کنون اسـتفاده‌ های زیـادی از تصویرسازی‌ های کهن شده است. به این دلیل که ما در عرضه مصورسازی‌ کتاب‌ از پیشگامان و تأثیر گذاران‌ هستیم.
در دوران معاصر، وضعیت تـصویرسازی مـتون کـهن، مثل شاهنامه و مثنوی، چگونه بوده است؟
شما همین الان، در قـفسه کـتاب ‌های کـانون، کتاب ‌هایی مـثل «طوطی و بـازرگان»، «رستم و سـهراب» و خیلی از کارهای‌ دیگر‌ را می‌ بینید. منتها این ‌که کدام ‌یک‌ از‌ کتابهای تصویرسازی شده بیان قویتری دارند و یا هنری‌ تر کار شده‌ اند؟ نیاز به بررسی کارشناسانه دارد.
آیا این کارها موفق بوده است؟
بله، موفق بوده. البته فراموش نـکنیم که کار هنر، تریکوبافی و یا‌ سری‌ دوزی‌ نیست که پشت سرهم تولید کنیم. هنر یک کار خلاقانه است و نمی ‌توان به شکل سفارش روتین به آن نگاه کرد. اثری که اعتبار و منزلت پیدا کند، سخت اتـفاق مـی‌ افتد. به همین خاطر،ساختن‌ یک‌ کتاب درست، زمان‌ زیادی می ‌برد. ما باید دنبال این باشیم که کارهای خوب و اصلی تولید شود که علاوه بر ارزش‌ های‌ خلاقانه هنری بر فرهنگ ما تکیه داشته باشد.
امـا در هـمه‌ موارد‌ این‌ اتفاق روی نمی ‌دهد.
بله. اما باز هم به این برمی ‌گردد که چه تعداد کتاب چاپ اول در سال ‌‌تولید‌ می ‌شود. نکته دیگر این است که ناشر تـا چـه اندازه برای بازگشت سرمایه‌ اش عـجله‌ داشـته‌ باشد. به‌عنوان‌ مثال، انتظار نداشته باشید که با بنیه کانون پرورش فکری، تعداد بیشتری کار منتشر شود یا ناشران‌ دیگر بتوانند وقت بیشتری برای بازگشت سرمایه خود بگذارند.
وضعیت تـصویرگری کـتاب ‌های مذهبی و قصه ‌های قرآنی چـگونه بـوده‌ است؟
خیلی در این عرصه کار نکرده ‌ایم. مسیحی‌ ها همه قصه ‌های مذهبی ‌شان را با فضا سازی خیلی خوب بیان می ‌کنند. سعی هم می ‌کنند مطالب این متون را برای سنین مختلف، آماده و به شکل باارزشی منتشر کنند. ولی‌ چند سال پیش کـه مـن در جشنواره بولونیا بودم، ایرانی ‌ها از من می ‌پرسیدند که آیا کتابی ندارید تا به کمک آن به بچه‌ ام در خارج از کشور، اصول دین را یاد بدهم؟ من هرچه به ذهنم‌ فشار‌ آوردم، جوابی پیدا نکردم. به نظر من، این یک ضعف است. البته کـانون در سـال گذشته، مجموعه «نگران پروانـه ‌ها» را به مناسبت سال حضرت پیامبر«ص» منتشر کرد. این کار برای شروع، خوب بود تا ما بتوانیم به شکل تـصویری‌ به‌ احادیث و قصه‌ های قرآنی بپردازیم. البته کار در این عرصه سخت است و بـاید زبـانش را پیـدا کرد. در سال ‌های اخیر نیز در بعضی از جشنواره ‌های داخلی با این موضوعات آثاری‌ خلق‌ و ارائه شده است.
فکر نمی‌ کنید که در عرصه تـصویرسازی ‌ ‌قـصه‌ های قرآنی؛ محدودیت‌ هایی وجود داشته باشد؟
دقیقا همین است. مثلا کتاب «معراج ‌نامه» را به شکلی که بوده است، تصویرسازی کـرده ‌اند، ولی بـه نـظر من باید این‌ محدودیت ‌ها‌ آرام ‌آرام‌ حل شود. البته گاهی یک ناشر، کتابی‌ را‌ می‌آورد‌ و نشان می‌ دهد، ولی می ‌بیند کـاری که تولید کرده خیلی بازاری و سطحی است. فرض کنید که صورت ائمه را طوری نـور داده‌ که‌ از‌ نظر تـصویری بـسیار ضعیف بوده و یا اینکه‌ به‌ لحاظ طراحی و رنگ‌ گذاری مشکلاتی داشته است. در هر حال تصویرسازی برای قدیسین شیوه ‌های بیانی خاص خود را دارد که باید‌ مورد‌ توجه‌ تصویرسازان قرار گیرد.
آقای همتی، آیا تصویرسازی فقط مختص کودکان اسـت یا‌ شامل کتاب ‌های بزرگسال هم می‌ شود؟
به هرحال، تصویرسازی تعریف خود را دارد. کانون پرورش فکری، تقسیم‌ بندی گروه‌ های سنی را باب کرد‌ و هر کدام‌ از این گروه ‌ها تعریف دارند. نیاز گروه سنی «الف» به تصویر، فوق‌ العاده زیاد است. برای‌ اینکه‌ بچه سواد ندارد کـه بـخواند. گروه سنی «الف» و «ب» با همدیگر مشترک می ‌شوند. چون در گروه سنی «ب» کودک شروع می ‌کند‌ به‌ خواندن،‌ ولی هنوز نیاز زیادی به تصویر دارد. بعد به گروه سنی «ج» می ‌رسد و می‌آید‌ تا‌ دوره راهنمایی که در اینجا هم نـیاز بـه تصویر، زیاد است. اما شیوه ‌های تخیل و تجسم‌ و ضرورت‌ تصویرسازی در این گروهها متفاوت است. در این گروه های سنی فضاهایی که برای مخاطب قابل‌ تجسم‌ نیست، توسط تصویرگر آفریده می ‌شود. ولی گروه سنی «د» و «هـ» خودش قوهءتخیل و تـجسم تـصویری دارد و نیازش‌ به‌ تصویر کمتر است.
به این سؤال پاسخ ندادید که آیا تصویرسازی مختص به یک دوره‌ سنی‌ خاص است؟
من این‌ گونه تعریف می‌ کنم که در تمامی مقاطع سنی و با‌ هرگونه‌ تفکری‌ نـیاز بـه تـصویر برای درک بهتر معنا وجود دارد. یـک دانـشجو هـم نیاز به تصویر‌ دارد. چون‌ به‌عنوان مثال، باید در یک تحقیق علمی، از گیاه عکس بگیرد. دانشجوی هنر که باید‌ کتاب ‌هایش‌ مملو‌ از تصویر باشد. حالا ممکن اسـت تـصاویر کـتاب ‌هایش کار میکل آنژ یا رضا عباسی باشد. به هـرحال، باید‌ کـارها‌ را‌ ببیند. دانشجویان رشته‌ های هنری از روی تصاویر مشق می‌ کنند. حتی وقتی می‌ خواهید برای بزرگسالان‌ قصه ‌ای‌ در مورد مریخ بگویید، بالاخره باید تصویر بدهید تا نـیاز ذهـنی مـخاطب را برطرف کنید. در جایی که تصویر‌ می ‌تواند‌ تأثیرگذار باشد، کودک، نوجوان، جوان و بزرگسالان بـه تصویر نیاز دارند.

2-تصویرسازی برای جلد کتاب«یک تکه خاک خوب خدا»
ولی همه این کارها تصویرسازی‌ محسوب‌ نمی‌شود.
بله، ولی نیاز به تصویر که هست. فرض‌ کنید‌ که‌ من با دسـتم، مدام اشـاره مـی ‌کنم که تخت‌ جمشید‌ چه شکلی است. طبیعی است که نمی‌ توانم بـه ‌طور کـامل توضیح دهم و نیاز‌ به‌ تصویر برای تکمیل توضیحات ضروری‌ است. حتی‌ یک‌ جا من‌ باید‌ تصویر‌ را بسازم و بـگویم ایـن بـنا‌ در‌ اصل به این شکل بوده و فقط این مقدارش مانده است. این توضیحات‌ را‌ بـا حـرف نـمی‌ توان گفت. نیاز به تصویر‌ و دیدن، نیاز همیشگی انسان‌ است.
آقای همتی وضعیت تصویرسازی در فضاهای‌ آموزشی، چه‌ در مراکز آموزش عـالی و چـه در مـراکز خصوصی، چگونه است؟
من حدود 12‌ سال‌ است که در دانشکده ‌های مختلف‌ تدریس‌ می ‌کنم. یادم‌ هست که در‌ سال‌ های‌ اول و دوم تـدریس‌ غـصه‌ می ‌خوردم و با خودم می ‌گفتم این بچه ‌ها می ‌خواهند چه کار کنند؟ اوضاع کتاب هم خـیلی‌ رونـق‌ نـداشت. ولی الان که نگاه می ‌کنم، دانشجویان خیلی‌ از‌ خودشان شور‌ و شوق‌ نشان مـی ‌دهند و خـیلی کار می‌ کنند. البته طبیعی است که از پنجاه دانشجو، نهایتا 4-3 نفر‌ در‌ سطح حرفه‌ ای بالا می ‌آیند. اصلا قـرار نـیست‌ کـه‌ همه‌ تصویرگر‌ شوند.
آیا این شور و شوق‌ که شما به آن اشاره می ‌کنید، با یک برنامه ‌ریزی و مدیریت کـلان هـمراه است که به‌ یک‌ مسیر‌ درست و اصولی بیفتد؟
نه. به نظر باید‌ سرفصل‌ های‌ آمـوزشی‌ تـغییر‌ کـند‌ و عوض شود. چون برخی کارها را در مهد کودک و پیش‌ دبستانی هم به بچه‌ ها آموزش می ‌دهند. در دوره راهنمایی و دبـیرستان هـم ایـن مسائل را می ‌گویند اما مقوله آموزش‌ تصویرسازی مبحثی جدی است و با شیوه های نـقاشی دوران تـحصیل متفاوت است. من بر اساس تجربه این سال‌ ها می ‌دانم که باید در کلاس‌ های دانشگاه چه چیزی را تدریس کنم تا بـچه ‌ها شـکفته شوند‌ و به ارزهای بصری و هنری توجه نمایند.

3-پوسـتر هـفتمین جـشنواره مطبوعات کودک و نوجوان،1384
یعنی شما فراتر از برنامه ‌های آموزشی حرکت می ‌کنید؟
بـله، چون نـیاز دانشجویان به این برنامه ‌ها نیست. سرفصل‌ های موجود، خلاق نـیست و بـاید عـوض شود. به همین خاطر، ما‌ باید‌ فضای دیگری بـرای بـچه ‌های علاقه ‌مند ایجاد کنیم. با این حال، هنرجویان چه در دانشگاه ‌ها و چه در مراکز خصوصی، به شوق آمده‌اند.
جشنواره‌ های و بی‌ ینال ‌های تصویرسازی تـا‌ چـه‌ اندازه در پیشرفت این رشته‌ تـأثیر‌ دارد؟
انـجمن تصویرگران کـتاب کـودک چـند سال پیش یک جشنواره برگزار کرد و ایـن امـید را به وجود آورد که خود انجمن می ‌تواند متولی چنین‌ جشنواره ‌هایی‌ باشد، ولی چون هـزینه ‌های یـک‌ جشنواره‌ برنمی‌ گردد، انجمن نتوانست این جشنواره را دوبـاره برگزار کند. در کنارش، کانون پرورش فـکری، نه در سـطحی گـسترده، هر ساله به بررسی کارهای تصویرسازی می‌ پردازد. سال گذشته هم موزه هنرهای معاصر، نمایشگاه‌ هنر‌ مـقاومت گـذاشت و حوزه هنری هم جشنواره هـنر جـوان را بـرگزار کرد. به جز ایـن چـند مورد خاص ما جـشنواره و بـی ‌ینال خاصی نداریم. درحالی‌که باید به شکل منظم و مستمر دوسالانه‌ تصویرسازی‌ برگزار شود. دوسالانه‌ تصویرسازی سالهاست کـه مـتوقف مانده است. ایران یکی از 10 کشور تأثیرگذار دنـیا در عـرصه تصویرسازی اسـت، ولی نـظم‌ و انـظباط و برنامه منسجمی برای بـرپایی جشنواره در این عرصه‌ می ‌خواهد‌ که‌ ما اصلا نداریم. اتفاقا با توجه به این وضعیت کتاب، بچه‌ها بـه ایـن جشنواره‌ ها نیاز دارند. چون می ‌توانند به صـورت ‌‌خـلاق‌ کـار کـنند و در جـشنواره ‌ها مطرح شوند. ولی رویـدادهای ایـن عرصه، جسته و گریخته‌ است.
البته گویا‌ جشنواره تصویرسازی کتاب‌ های درسی به صورت منظم برگزار می ‌شود.
الان وقتش است که مـن مـسائلی‌ را مـطرح کنم. مگر ما چقدر کتاب ‌های درسی را تغییر مـی ‌دهیم؟ نکته دیـگر ایـن‌ که آیـا‌ تـصویرگری عـلمی این کارهایی‌ است‌ که انجام می‌ شود؟ من خودم از نزدیک دیده ‌ام که مثلا تصویر یک استخوان یا عضله را کپی می ‌کنند و در یک کتاب می ‌گذارند. یا آثاری ضعیف را برای بیان یـک روایت و یا قصه انتخاب و در کتابها چاپ می ‌کنند. این ‌ها قبول نیست. درست این است که برای تصویرسازی هر موضوع تحقیقات و مطالعات لازم انجام پذیرد. به نظر من، یک جای این نوع تصویر سازی می‌ لنگد‌ که‌ مـن مـثلا تصویر یک قرنیه چشم را بردارم و عینا کپی کنم. خود غربی ‌ها که خیلی خوب تصویر این قرنیه اجرا کرده‌ اند. تصویرسازی علمی باید بر اساس چیزهایی تولید شود که ما‌ به‌ دنبالش رفـته‌ایم و دربـاره آن تحقیق کرده ‌ایم. به‌عنوان مثال، می‌ شود با میراث فرهنگی صحبت کرد و گفت که من می ‌خواهم براساس کاوش‌ های شما تصویر بکشم. اینکه می‌ گویم تصویرسازی به متولی نیاز دارد، هـمین‌ اسـت، نه‌ اینکه تا می ‌خواهد جشنواره‌ ای بـرگزار شـود، به چند نفر بگوییم تصویرسازی کنند. به نظر من، می‌ توان به ‌گونه ‌ای دیگر هم با این موضوع برخورد کرد. مثلا گفت که ما پیشنهاد می ‌دهیم یک کتاب اول ابتدایی‌ باید‌ بـه‌ ایـن شکل تصویرسازی شود. حـالا‌ مـی ‌توان‌ یک‌ جشنواره گذاشت.

4-یک اثر از مجموعه «سنگها»
تصویرسازان ما در جشنواره خارجی به چه موقعیت‌ هایی راه یافتند؟
اوضاع ما در این حوزه، خیلی خوب است. ما سال گذشته در‌ جشنواره‌ نوما‌ جایزه دوم و تشویقی را بردیم. یا در بولونیا‌ بچه ‌ها‌ خیلی خوب مطرح شدند. در جشنواره براتیسلاوا هـم مـن خودم داور بودم و به عینه دیدم که چه وضعیت خوبی‌ داریم.‌ ما‌ در این جشنواره، جایزه بزرگ را بردیم که تا به حال‌ نبرده بودیم. تصویرسازان ما زبان علمی، هنری و فراگیر این رشته را فهمیده‌ اند و می ‌دانند کـه بـاید چگونه کـار کنند.
استاد امیدوارم‌ این‌ سؤال باعث دلخوری شما نشود؛ در ایران هر اتفاقی که در عرصه‌ تصویرسازی‌ روی می‌ دهد، چند نفر ثابت هـستند که در آن اتفاق حضور دارند.اسم شما نیز پای ثابت تمامی‌ این‌ اتفاقات‌ اسـت. چرا افـراد مـؤثر در هر داوری ثابت هستند؟
ببینید، شما آمده‌ اید این ‌جا و دارید‌ با‌ من مصاحبه می‌ کنید. حالا من چه کار کنم؟ شما می ‌توانستید بـه ‌ ‌جـای من با شخص‌ دیگری‌ مصاحبه‌ کنید. فرض کنید که یک نفر از روزنامه‌ ای زنگ مـی‌ زند و مـی ‌خواهد بـا من مصاحبه‌ کند. آیا‌ باید بگویم مصاحبه نمی ‌کنم؟ پس می‌ بینید که انتخاب کرده‌اند. حالا چرا؟ به خاطر ایـن ‌که تا‌ یک‌ نفر‌ در جریانی پخته شود، پوستش کنده می ‌شود. قضاوت کردن، کار مشخصی است. یعنی من بـاید پیه هزار حرف‌ را‌ بـه تـنم بمالم. بنابراین، اصلا این‌ گونه نیست که مونوپل من باشد.
من چه کار‌ کنم‌ که‌ فلان سازمان به سراغ من آمده است؟ مگر من گفته ‌ام که بنده را انتخاب کنند؟ اصلا‌ این ‌طور‌ نیست. من بیش‌ از پانـزده داوری بین ‌المللی و بیش ‌از سی داوری ملی داشته ‌ام. بنابراین‌ کارم‌ را‌ یاد گرفته ‌ام. حالا هرکس دیگری هم می‌ تواند، بیاید و این کار را بکند. اصلا بر مبنای رفیق بازی نیست. مثلا‌ سازمان‌ آب‌ تصمیم به برگزاری جشنواره و یا نمایشگاهی می‌ کند، من را که نمی ‌شناسد، اما پرس ‌و جو‌ مـی ‌کند‌ و تماس می‌ گیرد و می‌ گوید برای داوری بیا. اتفاقا با آقای بنی اسدی هم رفتیم. حالا باید چه‌ کار‌ کنم؟ به نظر من، تا حدودی بی‌ انصافی شده است و فکر کرده‌ اند که‌ ما‌ یک مونوپل هستیم. در صـورتی کـه قضاوت کار‌ سختی‌ است‌ و ما بعد از سال ‌ها این کار‌ را‌ یاد گرفته‌ایم. اتفاقا در یک سایت، به این موضوع پرداخته بودند و بسیار هم بی‌ احترامی کرده‌ بودند.‌ عیبی هم ندارد. حالا اگر باز‌ هم‌ به سـراغ‌ مـن‌ بیایند، باید‌ بگویم که دیگر داوری نمی ‌کنم؟ به نظر‌ می‌ رسد‌ که حضور ما مشکلی ایجاد کرده است. در صورتی که سابقه کاری، فعالیت آموزشی،‌ نگاه‌ تخصصی، شعور بصری و قضاوت علمی و کارشناسی افراد قابل بررسی‌ اسـت. بنابراین، طبیعی‌ اسـت کـه بعد از این‌ همه‌ سال، به سـراغ آدم بـیایند. البته مـن حال بچه‌ ها را می ‌فهمم. چون خودم هم در‌ جوانی‌ چنین حالی را داشتم در‌ هرکاری‌ که‌ برنده نمی ‌شدم، می ‌گفتم این‌ داورها‌ دیگرچه کسانی هستند که‌ بـه‌ مـن جـایزه نداده ‌اند؟! بگذارید راحت‌ تان کنم. انجمن تصویرگران نامه زده و از من برای کـار کـتاب‌ سال‌ دعوت کرده است. من چه کار کنم؟ الان‌ دوسال‌ هم هست‌ که‌ انجمن‌ نرفته ‌ام. ولی آنها به جای‌ این‌ که با مـن تـلخ شـوند، انتخابم کرده ‌اند و فردا اسم و عکسم را در آن‌ جا می‌ زنند. آن‌ وقت‌ عده‌ ای می ‌گویند بـاز هم سروکله او‌ پیدا‌ شد!
به نظر‌ می‌ رسد‌ که در این‌ سال ‌ها‌ شور و اشتیاقی در جوانان برای آمدن به سمت تصویرسازی دیده مـی ‌شود فـکر مـی ‌کنید چرا این‌ اتفاق‌ افتاده‌ است؟
اولا که لازمه هر کاری شوق‌ است. بعد‌ هـم‌ طـبیعی‌ است‌ که‌ بچه ‌ها می‌ خواهند فعالیت هنری داشته باشند و آثارشان مورد توجه قرار گیرد. زبان تصویرسازی برای گـروه سـنی نـوجوانان و جوانان شیرین و جذاب است. شیوه ‌های بیان موضوعی هنر تصویرسازی‌ نیز بسیار متنوع و دلنـشین اسـت. مخاطب یـک اثر تصویرسازی به راحتی با موضوع ارتباط می ‌گیرد. به یاد دارم زمانی ‌که بچه بودم و با ولع کـیهان بـچه ‌ها را ورق مـی ‌زدم، به خاطر تصاویرش‌ بود. یعنی‌ فقط خودم را می‌ دیدم و می ‌پرسیدم واقعا تصویرسازی چقدر مهم است. الان می ‌بینم بـله، مهم اسـت. جوانان می‌ خواهند کار کنند، می‌ خواهند از این راه امرار معاش کنند، و هم دیده‌ اند که در جشنواره ‌ها تصویرسازها‌ خـیلی‌ زودتـر از نـقاش‌ ها و یا دیگر شاخه ‌های رشته تجسمی اعتبار پیدا می ‌کنند.
خیلی ممنون استاد همتی. برای آخرین سؤال بفرمایید کـه آیـنده تصویرسازی در ایران‌ را‌ چگونه ارزیابی می ‌کنید؟
آینده حتما‌ خوب‌ و روشن است. تا زمانی که انسان بـه تـصاویر و فـضاهای فانتزی نیاز دارد، درنتیجه تصویرسازی هم به دنبالش می ‌آید. شور و شوق جوانان این رشته و خلق‌ آثار شـایسته، نویدبخش آیـنده روشن‌ تصویرسازی‌ است.

نمره ای داده نشده.

   پیام های بازدیدکنندگان

در حال حاضر پیامی وجود ندارد.

required

required (not published)

optional