Resist
        Art

سایت ایران کارتون


1394 / 10 / 29

تحلیل و معرفی آثار تصویرسازی و کارتون جرزی گلوسزک از لهستان + گالری.

اختصاصی سایت هنر مقاومت:

جرزی گلوسزک در سال 1956 در وروکلاو، لهستان به دنیا آمد. او از آکادمی هنرهای زیبا در رشته نقاشی دانشگاه ملی وروکلاو فارغ التحصیل شد. او نقاش، طراح و تصویرساز است و ازسال 2005 به عنوان کارتونیست فعال شروع به کار کرد. او درسال 2009 طراحی کتاب کودکانه " شب بخیر و هیس" نوشته دوروتا هارتویچ را انجام داد و برنده جایزه داوران در مسابقه بین المللی طنز پکن 2002 و مسابقه زیلونا گورا در سال 2011 شد.
جرزی گلوسزک را در اوایل سال 1982 ملاقات کردم. این دوران برای هنر لهستان دوران سختی بود. گالری ها تعطیل شده بودند و سیستم های پخش اخبار از کار افتاده بود. در این موقعیت چند منتقد هنری وارسا تصمیم گرفتند به شهرهای بزرگ بروند تا ارتباط قطع شده هنرمندان را بار دیگر برقرار کنند.



در وروکلاو یک هنرمند جوان توانست با وجود خالی بودن نمایشگاه ها خلاقیت خود را ثابت کرده و آثار هنرمندانه و خلاقانه ای به وجود آورد. او در هنرستان وروکلاو با گروهی از دانشجویان آشنا شده بود که آثار هنری شان را با قدرت تاثیر گذاری خلق کرده بودند. نقاشی های رنگ روغن و طراحی های آنها بر فضای آن زمان تاثیر مثبتی گذاشته بود و جرزی گلوسزک یکی از این جوانان هنرمند بود.
او با چهار تن از دوستانش نشریه ای به نام "لوکسز" راه اندازی کردند که سه یا ینج نسخه ازآن چاپ شد. همه صفحات این نشریه دست نویس بودند و طراحی های اورجینال، چاپ و نقاشی های دارای فورمت های کوچک یا کولاژ داشتند.
چه کنایه ای در نام این نشریه وجود داشت. بدین دلیل که لوکسز در لهستان به معنای لوکس و تجملی است و این نام خود طنز بودن این نشریه را نشان می داد. روی جلد چاپ سوم این نشریه در کنار نام " لوکسز" تبلیغ بسته مواد غذایی " شوین فلیچ این ایگنم سافت" را می بینیم که در خارج از کشور تولید می شد. این نوعی هنر طنز نبود بلکه واقعیتی تلخ بود که به شکلی مضحک و دردناک در امده بود.
جرزی گلوسزک در سال 1983 در نمایشگاه پوستر " پولنیش کانستلر هویته" شرکت کرد که در لاندو برگزار شد. او آثارش را به نمایش گذاشت که سمبل ارتباط با آیکونوگرافی جدید بود که در سال های 1982و 1983 به وجود آمده بود.
 

"در ماه مه سال 1985 نمایشگاه ملی نقاشی جوانان به نام " وی اند تروت( روش و حقیقت) " در کلیسای سنت کراس در وروکلاو برگزار شد. آثار جرزی گلوسزک نیز در این نمایشگاه شرکت داده شده بودند. تمام آثار این نمایشگاه تاثیر گذار، پویا و سمبلیک بودند اما آثار گلوسزک از همه آنها متفاوت بود. این آثار دارای رنگ آمیزی های رویایی، خاص، لطیف، واضح و درخشان بودند.
نقاشی های کاسپار دی فریدریش از مناظربودند و نقاشی های میست ترنر رمزو رازهای عاشقانه را به یاد می آوردند. اما مطمئنا این نقاشی ها دور از رازهای عاشقانه قرن 19 بودند و بیشتر به تفسیرهای امروزه ما از این گونه دیدگاه ها شباهت داشتند."
آلکساندر ورسیچوفسکی 1985

"آیا جرزی گلوسزک تخیلاتش را طراحی کرده بود؟ تصاویری که او کشیده است دنیایی غیر واقعی هستند و سرشار از شعر و ترانه اند. گرچه گاهی جملاتی طنز آمیز را در خود دارند. مفاهیم این تصاویر مضامین خنده دار را با افسون در هم آمیخته اند و به همین دلیل فضایی را خلق کرده اند که هم واقعی و هم تخیلی هستند و همچنین احساسات درونی و محیط اطراف را یه تصویر می کشند. گرچه مسایل فرا واقعی در این طراحی ها بیشتر قابل حس هستند اما هدف هنرمند بالاتر بوده است. این تصاویر تحت تاثیر الهاماتی قرار گرفته اند که بیننده را در خود غرق می کند، به او معنا می دهد و در او هشیاری به وجود می آورد. طراحی ها اغلب مفاهیم عینی و ملموس را بیان می کنند. گرچه در این تصاویر پیامی جهانی نهفته است - و با زبانی جهانی شکل گرفته اند.
با این که گلوسزک مضامین مورد علاقه خود مانند: آب، ماهی، تصاویر زنان و مفاهیم دیگرو مسایل وابسته به یکدیگر را با هماهنگی پر مفهوم به تصویر کشیده است اما اصول جالب دیگری را نیز به این آثار اضافه کرده است که آثارش را جذاب تر کرده است.گرچه این تصاویر نوعی تصویر ذهنی هستند که در آن دنیای واقعی را به همراه تصاویری تخیلی به تصویر می کشند. تاثیر این آثار کاملا خلاقانه است و ویژگی هایی کاملا تازه را در خود جا داده اند. احتمالات بسیاری در درک این تصاویر به همراه تخیلات هنرمند و نگرش خاص او وجود دارد.


اما آثار هنری گلوسزک درعین حال نوعی بیان ناخودآگاه است. مانند فوران احساسات که روی کاغذ آمده و در دستان هنرمند، ماهرانه شکل گرفته است."
هریک از این طراحی ها داستان کوتاهی در خود دارد که از دنیای رویاها و تخیلات به وجود آمده اند. داستانی که کاملا خود را افشا نمی کند. طراحی های اسرارآمیز و جذاب با راه حل هایی احتمالی که دنیایی که خود خلق کرده است را به تصویر می کشد."
آنا کانیا 2007

" توصیف نقاشی های گلوسزک و نوشتن در باره آنها چندان آسان نیست، بدین دلیل که توصیف تصاویر تخیلی به زبان احساسی مشکل است. تصاویر با قوانین خود به وجود آمده اند. آنها یاد اور اتفاقاتی هستند که روی داده اند اما هرگز در واقعیت اتفاق نیفتاده اند. تخیلاتی که تا حدی در واقعیت و فراواقعیت روی داده اند. آنها رمز آمیز و سمبولیک و عصاره ای از تجربیات هستند، اما در عین حال تصویر چیزهایی هستند که می توانند اتفاق بیفتند.



پس می توان نقاشی های گلوسزک را به عنوان تصاویری کنایه آمیز تجربه کرد. این تصاویر مفاهیم مبهم و چند لایه را نشان می دهند. هنرمند تصاویری را خلق کرده است که میان دو جهان هستند. جهان واقعی و جهانی که او خود با تخیلاتش به وجود آورده است. او این تصاویر را از میان ضمیر ناخودآگاهش خارج کرده و آنها را در قاب حمایت واقعی بازیابی کرده است. این تصاویر از مناظر، تخته سنگ ها ، چیزهایی که پس از اتفاقات مخرب بار دیگر شکل گرفته اند، رشته هایی در هم تنیده از سایه روشنی هایی که پس از یک رویداد، مصیبت یا فاجعه دیده می شوند هستند.


اما آیا این تنها روش بررسی و درک این تصاویر است؟ مطمئنا هر کسی جواب خاص خود را پیدا می کند. بدون شک این پاسخها از نوعی نگرانی یا ضعف به وجود آمده اند که شبیه به تجربه ای است که پس از یک رویای طولانی به دست آورده ایم و تلاش می کنیم ادامه آن را ببینیم که در واقع غیر ممکن به نظر می رسند. با اینحال ممکن است نوعی پیچیدگی مفاهیم، مضامین و منابع را داشته باشد... اما تصاویری ملموس از موضوعات نقاشی شده را در خود حفظ کرده اند.
در اینجا هنرمند توانسته است به طور استادانه ای نور را به آثارش بیفزاید. با شکلی ساده و رنگ های پیچیده نور درونی را که به شکل هایی در آنجا وجود دارند منعکس می کند. بدین دلیل است که رنگها در آثار جرزی گلوسزک پراکنده شده اند و مانند این است که از درون ساطع می شوند. گلوسزک از رنگهای تند استفاده نمی کند بلکه رنگها را با یکدیگر ترکیب می کند. سطح تصاویر رنگ آمیزی شده نیز کاملا روشن هستند مانند این که به چیزی اشاره می کنند که در درون این تصاویر وجود دارند و دائما ما را به یاد خاطرات قدیمی می اندازند.


با این حال تصاویری که توسط هنرمند به وجود آمده اند نامحدود هستند و در ثبات و سکون یخ زده اند. تنها گاهی تابش نور از آن تکه سنگ ها بیرون می زند. انرژی درونی آن درزیر فضای ثبات دائمی پنهان شده اند.
این تصاویر تخیلی ما را به خارج از تخیلات و دنیایی از تخیلات و الهام هایی مخرب راهنمایی می کنند. با این حال نمی توانیم کلید تفسیر این آثار هنری را به دست آوریم. پس هر بیننده ای باید خودش این آثار را درک و تفسیر کند."
آنا کانیا 2007

برای دیدن گالری آثار این هنرمند اینجا را کلیک کنید.

نمره ای داده نشده.

   پیام های بازدیدکنندگان

در حال حاضر پیامی وجود ندارد.

required

required (not published)

optional