Resist
        Art

سایت ایران کارتون


1395 / 5 / 2

تحلیلی بر انیمیشن آمریکایی«زوتوپیا»+ نمایش تیزر.

 زوتوپیا همان آرمان شهری است که آمریکا از ابتدای شکل گیری اش سعی داشته تصویری ایده الیستی از آن به دنیا ارائه دهد و آرمان شهرخواهی یاutopianism از ابتدا جزو استراتژی های سیاستمداران آمریکایی به حساب می آمده که در سینمای سلطه نیز از کهن الگوی های اصلی به شمار می رود تا تصویری جهانی از آن به دنیا صادر کند.

در زوتوپیایی که دیزنی با جامعه ای از حیوانات ناطق و هوشمند ارائه کرده است نه تنها طرح آرمان شهر آمریکایی و رویای آمریکایی تبیین شده است بلکه با نظری بر نظام داروینیستی و رشد و بقای برترین ها سعی کرده تا در تثبیت این ایدئولوژی مطرود و ابتر قدمی دیگر بر دارد.

بچه خرگوشی که در خانواده ای ساده و کشاورز به دنیا آمده، بر خلاف شغل اجدادیشان که هویج کاری در مزرعه است، می خواهد افسر پلیس شود، بر همین اساس تصمیم میگیرد تا برای محقق کردن آرزوی کودکی اش به زوتوپیا برود، شهری که شعار آن«هر کس هرچه بخواهد می شود» است و هر رویای برای هر حیوانی فارغ از توان و جثه اش در این شهر ممکن خواهد بود.

خرگوش که به دلیل جثه کوچکش مورد توجه افسر مافوق قرار نمی گیرد، سرانجام موقعیتی می یابد تا توانایی و استعداد خود را به او و همکارانش ثابت کند. او با یک روباه دوره گرد و فریبکار آشنا می شود و به واسطه داشتن موردی از تخلفات مالی روباه در جرایم مالیاتی، می تواند او را به کار گیرد تا در راه پیدا کردن یک سمور گمشده یاری اش دهد.

در این راه خرگوش به سرنخ هایی می رسد که متوجه می شود ریشه گمشدن حیوانات شهر به شهردار می رسد، شهردار که یک شیر است از ترس اینکه حیوانات گمشده که به دلیلی نامعلوم خوی وحشی پیدا کرده و درنده شده اند شهر را بهم نریزند، آن ها را در محوطه ای کنترل شده اسیر کرده است.

خرگوش و روباه با رسانه ای کردن جرم شهردار و علنی کردن دست داشتنش در ماجرا می توانند او را بازداشت کنند، اما خرگوش که نمی تواند به آن چیزی که می خواسته برسد و به جای صلح و آرامش ناامنی را در زوتوپیا پراکنده کرده است ناامید و افسرده نشان پلیس خود را تحویل مافوق می دهد.

خرگوش که از بچگی و در پی درگیری کودکانه با یک بچه روباه، همیشه ترسی درونی از درندگان به خصوص روباه با خود همراه داشته است، نمی تواند ترس خود را از روباه پنهان کند. همین امر موجب می شود که روباه که به تازگی احساس کرده دوستی پیدا کرده است از او مکدر شده و رهایش کند. خرگوش افسرده شده و به آغوش خانواده و مزرعه هویج بازمی گردد.

در آنجا در پی کشف و شهودی متوجه می شود خوی وحشی حیوانات شکارچی به واسطه استفاده از یک گیاه وحشی است که خوی وحشی را در همه حیوانات و نه تنها شکارچیان زنده و بیدار می کند.

او به زوتوپیا بازگشته و با پیدا کردن روباه او را برای پیگیری پرونده و رسیدن به مقصران اصلی تشویق می کند.

فیلم سرتاسر پر شده از المان های سیاسی و انگاره های فرامتنی که به نمادهای حیوانی برخی از کشورها اشاره دارد. همچنین نقش کاراکترها در فیلم و کارکردهای استراتژیک شان در فیلمنامه همه اشاراتی سیاسی در پس نمادگرایی و پس زمینه تاریخی و فرهنگی کشورهای آنگلاساکسون دارد، تا سعی کند از طریق القای ناخودآگاه «زوتوپیا» را به عنوان کشوری آزاد همچون آمریکا تصویر کند که در آن حقوق شهروندان و مردم به طور مساوی و کاملا عادلانه محقق می شود و از تبعیض نژاد و اعمال قدرت در آن خبری نیست.

اما برای باور پذیری این ادعا فیلمساز و گروه نویسنده تدابیری را اتخاذ کرده اند تا ذهن کنجکاو و پویشگر مخاطب را با خود تا انتهای فیلم همراه کنند، امری که در نهایت با تبرعه شدن شهردار که یک شیر است و متهم شدن بره منشی اش که بعد از او شهردار شده است به همان استراتژی و کهن الگوی آمریکایی می رسیم که در آن نقش قهرمان به عنوان افشا کننده و حل کننده راز و معمای فیلم بسیار برجسته است.

اما در کنار همه مباحث استراتژیک و طراحی های مغرضانه و جهت دار سیاسی در این انیمیشن باید گفت فیلمنامه به شدت از ضعف ساختاری رنج می برد. به خصوص درنیمه دوم فیلمنامه که به دلیل پایان زودرس در اواسط فیلم، کشش داستان از تکاپو افتاده و قهرمان نیز کارکردش را از دست می دهد. پس از دستگیری شهردار به عنوان کسی که عامل گمشدن حیوانات شکارچی است و بازگشت خرگوش به مزرعه، فیلمنامه در واقع پایان می یابد با این تفاوت که هنوز بزرگترین جواب فیلم داده نشده است. این در حالی است که بیننده هیچ احساس نیازی به شنیدن پاسخ و یا دنبال کردن فیلم ندارد، چراکه هنوز مهمترین سوال فیلم هم مطرح نشده است تا بیننده به دنبال پاسخ آن فیلم را دنبال کند.

در واقع فیلمنامه زوتوپیا از ضعیف ترین فیلمنامه های اخیر شرکت های بزرگ انیمیشن سازی هالییوود به خصوص دیزنی و پیکسار است که برخلاف دستآوردهای بزرگ صنعت انیمیشن و تکنولوژی های متحرک سازی و مدلینگ، نتوانسته است استراتژی تبیین شده در اتاق فکر های دیزنی و هالیوود را در فیلم به صورت تأثیرگذاری نمایان سازد و در برخی سکانس ها به شدت شعاری و گل درشت از کار درآمده و کارکردی مخالف آنچه باید پیدا کرده است.

در پایان  باید گفت نباید از این نکته غافل ماند که زوتوپیا در نوع خود نقطه عطفی مهم در تاریخ انیمیشن سازی سه بعدی و نیز شرکت دیزنی است چراکه تکنولوژی فوق پیشرفته نرم افزار های انیمیشن سازی در این فیلم با رشد قافل وصفی نسبت به آخرین تولیدات این شرکت افزایش یافته اند، و می توان انتظار داشت که انیمیشن با سرعتی بسیار زیاد بتواند قله های دست نیافتنی صنعت سینما و تکنولوژی فیلم را از لحاظ وسعت سلایق بصری گسترش داده و به جذابیت های بصری سینما بی افزاید. اما در همین روند رو به رشد تکنولوژی، شاهد فقر ایده پردازی، عدم خلاقیت در داستانگویی و نبود حرف های جدید در حوزه انیمیشن غرب هستیم که می تواند تا میزان قابل توجهی از مخاطبان این صنعت نوظهور سینما در جهان بکاهد.

 زوتوپیا شهری است که ساکنین آن را حیوانات تشکیل می دهند. در این شهر انیمیشنی حیوانات گوناگونی چون پرندگان، پستانداران، ماهی ها، خارتنان و دیگر موجودات زندگی می کنند. شخصیت های اصلی این انیمیشن را یک روباه خلافکار به نام نیک وایلد و همچنین پلیس این شهر، خرگوشی به نام خانوم جودی هوپس شکل می دهند. آقای نیک وایلد با وجود خلاف های ریز و درشت، درگیر پرونده ای جنایی می شود که نقشی در آن ندارد. روباه تمام تلاشش را می کند که بی گناهی خود را در این پرونده ی پیچیده ثابت کند. نقطه عطف داستان والت دیزنی به آنجا بر می گردد که روباه داستان، در مسیر تلاش هایش برای ثابت کردن بی گناهی خود، دست به دامان پلیس شهر، یعنی خانوم جودی هوپس که یک خرگوش است می شود. در تمامی داستانهای کودکانه این دو به شکل شکار و شکارچی به کودکان معرفی شده اند ولی اینبار والت دیزنی آن ها را در کنار قرار می دهد تا راز یک پرونده ی جنایی را باز کنند.
کارگردان: بایرون هاوارد، ریچ مور
صدا پیشگان: ادریس البا، کریستین بیل، جنیفر گودوین

تولید: والت دیزنی

نمره ای داده نشده.

   پیام های بازدیدکنندگان

1395 / 5 / 21

ارتش ظهور

در این انیمیشن روباه یا فوکس همان شیطان است که نشان عددی فوکس از طریق حروف انگلیسی میشود 666 و خرگوش نماد همجس گرایان است. والت دیزنی میخواهد بگوید خمجنس گرایان هم میتوانند منجی و قهرمان شوند و باید به رسمیت شناخته شوند. 14 حیوان وحشی شده توهین به 14 معصم است و گیاه سمی همان اسلام است. شهردار جایی که خوب است نماد دجال است و جایی که یک شیر بد است و دستگیر میشود توهین به شیر خدا حضرت علی (ع) است. شخصیت های این بزای برگرفته از سایر کارتونها از جمله رابین هود هستند (روباه و خرگوش و شیر رابین هود)...
در اواخر انیمیشن روباه با لباس سبز وانمود میکند میخواهد خرگوش را بخورد اما بعد معلوم میشود نقش بازی میکرده همانند اسلام عربستان! و بعد این روباه لبا سبزش را با لباس آبی پلیسی عوض میکند.

لینک پیام

required

required (not published)

optional